azure-eyed

[ایالات متحده]/[ˈæʒɔːrˌaɪd]/
[بریتانیا]/[ˈæʒərˌaɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای چشمی با رنگ آبی روشن؛ توصیف چیزی که دارای رنگ چشم آبی درخشان است.

عبارات و ترکیب‌ها

azure-eyed girl

دختر چشمان آبی

azure-eyed gaze

نگاه چشمان آبی

she was azure-eyed

او چشمان آبی داشت

azure-eyed beauty

زیبایی چشمان آبی

azure-eyed child

بچه چشمان آبی

seeing azure-eyed

دیدن چشمان آبی

azure-eyed couple

زوج چشمان آبی

azure-eyed portrait

پورت레이ت چشمان آبی

azure-eyed woman

زن چشمان آبی

azure-eyed smile

خنده چشمان آبی

جملات نمونه

the azure-eyed cat stared intently at the moving mouse.

سگ ماهیگیر چشمان آبی آسمانی به صورت متمرکز به موش در حال حرکت نگاه کرد.

her azure-eyed gaze held a hint of sadness.

نگاه چشمان آبی آسمانی او یک نمود از افسوس داشت.

he described the woman's striking azure-eyed features.

او ویژگی‌های چشمان آبی آسمانی زن را توصیف کرد.

the azure-eyed child giggled with pure delight.

کودک چشمان آبی آسمانی با خنده‌ای خالص خنده کرد.

a portrait showcased the model's captivating azure-eyed expression.

یک نقاشی نمایشگر عبارت چشمان آبی آسمانی مدل بود.

the azure-eyed husky howled at the full moon.

سگ چشمان آبی آسمانی در ماه پر از نور شکی داد.

she remembered the azure-eyed boy from her childhood.

او پسر چشمان آبی آسمانی از کودکی خود را به یاد آورد.

the artist skillfully captured the azure-eyed beauty in the painting.

هنرمند به خوبی زیبایی چشمان آبی آسمانی را در نقاشی ثبت کرد.

the azure-eyed singer commanded the stage with her presence.

خواننده چشمان آبی آسمانی با حضورش صحنه را کنترل کرد.

he was drawn to her azure-eyed smile and warm personality.

او به لبخند چشمان آبی آسمانی و شخصیت گرم او جذب شد.

the azure-eyed owl perched silently on a branch.

کُکُب چشمان آبی آسمانی به آرامی روی یک شاخه نشست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید