brown-eyed

[ایالات متحده]/[ˈbraʊn ˈaɪd]/
[بریتانیا]/[ˈbraʊn ˈaɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای چشمان قهوه‌ای؛ توصیف کننده کسی که چشمان قهوه‌ای دارد.
n. فردی که چشمان قهوه‌ای دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

brown-eyed girl

دختر چشمان قهوه‌ای

brown-eyed boy

پسر چشمان قهوه‌ای

brown-eyed smile

خنده چشمان قهوه‌ای

brown-eyed gaze

نگاه چشمان قهوه‌ای

brown-eyed beauty

زیبایی چشمان قهوه‌ای

watching brown-eyed

نگاه کردن به چشمان قهوه‌ای

brown-eyed child

بچه چشمان قهوه‌ای

brown-eyed face

چهره چشمان قهوه‌ای

جملات نمونه

she had long, brown-eyed hair and a captivating smile.

او موی بلندی با چشمان قهوه‌ای و لبخند جذاب داشت.

the brown-eyed boy was patiently building a sandcastle.

پسر چشمان قهوه‌ای با صبر یک قلعه شن ساخت.

he admired the brown-eyed girl across the crowded room.

او دختر چشمان قهوه‌ای را از طرف اتاق پر از مردم با محبت می‌نگریست.

their brown-eyed puppy loved to chase butterflies in the garden.

سگ چشمان قهوه‌ای آن‌ها دوست داشت که در باغ پروانه‌ها را تعقیب کند.

the brown-eyed singer captivated the audience with her voice.

خواننده چشمان قهوه‌ای با صدایش مخاطبان را جذب کرد.

he remembered her brown-eyed gaze fondly.

او به چشمان قهوه‌ای او با عشق یاد می‌آورد.

the brown-eyed bear lumbered through the forest.

بears چشمان قهوه‌ای از طریق جنگل حرکت می‌کرد.

she described the brown-eyed man in the security footage.

او مرد چشمان قهوه‌ای را در فیلم‌های امنیتی توصیف کرد.

the artist focused on capturing the brown-eyed model's expression.

هنرمند روی ثبت عبارت مدل چشمان قهوه‌ای تمرکز داشت.

a brown-eyed child peeked out from behind the curtain.

کودک چشمان قهوه‌ای از پشت پرده نگاهی می‌ انداخت.

the brown-eyed dog wagged its tail excitedly.

سگ چشمان قهوه‌ای با خوشحالی دم خود را می‌کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید