b-boy

[ایالات متحده]/[biːˈbɔɪ]/
[بریتانیا]/[ˈbiːˈbɔɪ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رقصنده شکسته مرد؛ فردی ماهر در رقص شکسته؛ پیرو فرهنگ هیپ هاپ، به ویژه رقص شکسته.
Word Forms
جمعb-boys

عبارات و ترکیب‌ها

b-boy battles

Persian_translation

new b-boy

Persian_translation

b-boy style

Persian_translation

b-boy dancing

Persian_translation

watch the b-boy

Persian_translation

b-boy crew

Persian_translation

b-boy moves

Persian_translation

b-boying hard

Persian_translation

b-boy freezes

Persian_translation

like a b-boy

Persian_translation

جملات نمونه

the b-boy's popping skills were truly impressive.

مهارت‌های پاپ پسر بی‌بی، واقعاً چشمگیر بودند.

he's a talented b-boy with a unique style.

او یک پسر بی‌بی بااستعداد با سبکی منحصر به فرد است.

the b-boy crew practiced their routines for hours.

گروه پسر بی‌بی‌ها ساعت‌ها روی تمرین‌های خود کار می‌کردند.

i admire the b-boy's dedication to the dance.

من به تعهد پسر بی‌بی به رقص احترام می‌گذارم.

the crowd cheered for the energetic b-boy performance.

تماشاگران برای اجرای پرانرژی پسر بی‌بی تشویق کردند.

he started as a young b-boy learning from the best.

او به عنوان یک پسر بی‌بی جوان شروع کرد و از بهترین‌ها یاد گرفت.

the b-boy battled fiercely, showcasing his skills.

پسر بی‌بی با قدرت با یکدیگر مسابقه داد و مهارت‌های خود را به نمایش گذاشت.

she's a respected b-boy in the local dance scene.

او یک پسر بی‌بی مورد احترام در صحنه رقص محلی است.

the b-boy's footwork was incredibly fast and precise.

کار با پاها و حرکات پاها پسر بی‌بی فوق العاده سریع و دقیق بود.

he's inspired many young people to become b-boys.

او الهام‌بخش بسیاری از جوانان برای تبدیل شدن به پسر بی‌بی بوده است.

the b-boy incorporated elements of krumping into his style.

پسر بی‌بی عناصری از کرامپینگ را در سبک خود گنجاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید