babbitting

[ایالات متحده]/ˈbæbɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbæbɪtɪŋ/

ترجمه

v. فرآیند پوشش‌دهی یک بلبرینگ با فلز بابیته.
n. یک بلبرینگ پوشش‌داده شده با فلز بابیته.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

babbitting about nothing

صحبت کردن بی‌دلیل

جملات نمونه

babbitting is commonly used in machinery to reduce friction.

بابیتیگ معمولاً در ماشین‌آلات برای کاهش اصطکاک استفاده می‌شود.

the babbitting process involves applying a soft metal layer.

فرآیند بابیتیگ شامل اعمال یک لایه فلز نرم است.

engine bearings often utilize babbitting for durability.

یاتاقان‌های موتور اغلب از بابیتیگ برای افزایش دوام استفاده می‌کنند.

proper babbitting can extend the life of heavy machinery.

بابیتیگ مناسب می‌تواند عمر ماشین‌آلات سنگین را افزایش دهد.

they specialize in babbitting services for industrial equipment.

آنها در ارائه خدمات بابیتیگ برای تجهیزات صنعتی تخصص دارند.

babbitting requires skilled technicians to ensure quality.

بابیتیگ نیاز به تکنسین‌های ماهر برای اطمینان از کیفیت دارد.

after babbitting, the components showed improved performance.

پس از بابیتیگ، قطعات عملکرد بهتری نشان دادند.

understanding the babbitting process is crucial for engineers.

درک فرآیند بابیتیگ برای مهندسان بسیار مهم است.

many manufacturers rely on babbitting for their products.

تولیدکنندگان بسیاری برای محصولات خود به بابیتیگ متکی هستند.

regular maintenance of babbitted parts can prevent failures.

تعویض منظم قطعات بابیتیگ می‌تواند از خرابی‌ها جلوگیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید