nattering

[ایالات متحده]/ˈnæt.ər.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈnæt̬.ɚ.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صحبت کردن به صورت غیررسمی و بی‌هدف

عبارات و ترکیب‌ها

nattering away

حديث کردن بي وقفه

nattering on

حديث کردن بي وقفه

nattering about

حديث کردن درباره

nattering friends

دوستان سخن چين

nattering noise

سر و صداي بي دليل

nattering session

جلسه سخن چيني

nattering group

گروه سخن چين

nattering couple

زوج سخن چين

جملات نمونه

she spent the afternoon nattering with her friends over coffee.

او بعد از ظهر با دوستانش در مورد قهوه صحبت های بی مورد کرد.

stop nattering and focus on your work!

بسیج کردن را متوقف کنید و روی کار خود تمرکز کنید!

the kids were nattering excitedly about their upcoming trip.

کودکان با هیجان در مورد سفر آینده خود صحبت های بی مورد کردند.

he was nattering on about his new job for hours.

او ساعت ها در مورد شغل جدیدش صحبت های بی مورد کرد.

they were nattering away in the corner of the room.

آنها در گوشه اتاق صحبت های بی مورد کردند.

my grandmother loves nattering about her childhood stories.

مادربزرگ من عاشق صحبت کردن در مورد داستان های دوران کودکی خود است.

we spent the evening nattering about old times.

ما شب را با صحبت کردن در مورد خاطرات قدیمی گذراندیم.

she was nattering on the phone for over an hour.

او بیش از یک ساعت از طریق تلفن صحبت های بی مورد کرد.

the group was nattering about their favorite books.

گروه در مورد کتاب های مورد علاقه خود صحبت های بی مورد کردند.

he doesn't like nattering; he prefers to get straight to the point.

او از صحبت کردن بی مورد خوش نمی گذارد؛ او ترجیح می دهد مستقیماً به اصل مطلب برود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید