babyfoods

[US]/ˈbeɪbifuːdz/
[UK]/ˈbeɪbifuːdz/

Translation

n. غذایی که برای بچه‌ها و نوزادان طراحی شده است، معمولاً نرم و آسان‌جذب است؛ محصولات غذایی که به ویژه برای کودکان ساخته شده‌اند.

Example Sentences

many parents prefer homemade babyfoods over commercial options for better control over ingredients.

بسیاری از والدین به جای گزینه‌های تجاری، از غذاهای بچه‌کشی ساخته‌شده در خانه بیشتر ترجیح می‌دهند تا کنترل بهتری بر مواد اولیه داشته باشند.

the organic babyfoods market has grown significantly in recent years.

بازار غذاهای بچه‌کشی ارگانیک در سال‌های اخیر به طور قابل توجهی رشد کرده است.

pediatricians recommend introducing solid babyfoods around six months of age.

پزشکی‌های کودکان توصیه می‌کنند تا حدود شش ماهگی غذاهای جامد بچه‌کشی را معرفی کنید.

store-bought babyfoods often contain added sugars and preservatives.

غذاهای بچه‌کشی خریداری شده از فروشگاه‌ها اغلب شامل قند اضافه و حفظ‌کننده‌ها می‌شوند.

the babyfoods industry has faced criticism for high sodium content in some products.

صنعت غذاهای بچه‌کشی به دلیل میزان بالای سدیم در برخی از محصولات خود مورد انتقاد قرار گرفته است.

homemade babyfoods can be frozen in ice cube trays for convenience.

غذاهای بچه‌کشی ساخته‌شده در خانه می‌توانند در ظروف یخچالی برای راحتی بیشتر یخ زده شوند.

many babyfoods brands now offer allergen-free options for sensitive babies.

بسیاری از برندهای غذاهای بچه‌کشی اکنون گزینه‌های بدون آلرژن را برای کودکان حساس ارائه می‌دهند.

reading labels carefully is essential when selecting commercial babyfoods.

خواندن برچسب‌ها با دقت زمان انتخاب غذاهای بچه‌کشی تجاری ضروری است.

the variety of babyfoods available can overwhelm new parents.

تنوع غذاهای بچه‌کشی موجود می‌تواند والدین جدید را گیج کند.

some babyfoods pouches are designed for self-feeding by older infants.

برخی از بسته‌های غذاهای بچه‌کشی برای خوردن خودکار توسط کودکان بزرگ‌تر طراحی شده‌اند.

homemade babyfoods retain more nutrients than processed alternatives.

غذاهای بچه‌کشی ساخته‌شده در خانه نسبت به جایگزین‌های پردازش‌شده بیشتر از مواد مغذی حفظ می‌کنند.

the babyfoods segment represents a significant portion of the organic food market.

بخش غذاهای بچه‌کشی نسبت قابل توجهی از بازار غذاهای ارگانیک را تشکیل می‌دهد.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now