babylonia

[ایالات متحده]/bəˈbɪləʊni ə/
[بریتانیا]/bəˌbɪloʊˈniːə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پادشاهی باستانی بابل در آسیای جنوب غربی؛ بابل (منطقه تاریخی).

عبارات و ترکیب‌ها

babylonian mythology

اساطیر بابلی

babylonian empire's power

قدرت امپراتوری بابلیون

جملات نمونه

babylonia was known for its impressive architecture.

بابل به خاطر معماری چشمگیرش شناخته شده بود.

the hanging gardens of babylonia are a wonder of the ancient world.

باغ‌های معلق بابل شگفتی دنیای باستان هستند.

many ancient texts were discovered in babylonia.

متون باستانی زیادی در بابل کشف شد.

babylonia played a significant role in the development of mathematics.

بابل نقش مهمی در توسعه ریاضیات داشت.

the culture of babylonia influenced neighboring civilizations.

فرهنگ بابل بر تمدن‌های همسایه تأثیر گذاشت.

archaeologists continue to study the ruins of babylonia.

باستان‌شناسان به مطالعه بقایای بابل ادامه می‌دهند.

babylonia was famous for its code of laws.

بابل به خاطر قانون اساسی خود مشهور بود.

the economy of babylonia was based on agriculture and trade.

اقتصاد بابل بر اساس کشاورزی و تجارت بود.

literature flourished in babylonia during the ancient period.

ادبیات در دوران باستان در بابل رونق داشت.

babylonia's contributions to astronomy are well-documented.

مشارکت‌های بابل در زمینه نجوم به خوبی مستند شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید