backboned

[ایالات متحده]/ˈbækˌboʊndɪd/
[بریتانیا]/ˈbækˌboʊnɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای ستون فقرات؛ قوی و شجاع؛ ارائه دهنده حمایت یا ساختار

عبارات و ترکیب‌ها

backboned by

پشتیبانی شده توسط

backboned argument

استدلال پشتیبانی شده

backboned team

تیم پشتیبانی شده

backboned decision

تصمیم پشتیبانی شده

backboned support

حمایت پشتیبانی شده

backboned by experience

پشتیبانی شده توسط تجربه

backboned structure

ساختار پشتیبانی شده

جملات نمونه

the organization is backboned by a team of dedicated volunteers.

سازمان توسط تیمی از داوطلبانان متعهد تقویت شده است.

her argument was backboned by solid evidence.

استدلال او با شواهد قوی پشتیبانی می شد.

the project is backboned by significant funding from investors.

این پروژه با بودجه قابل توجهی از سرمایه گذاران تقویت شده است.

the research is backboned by years of study.

این تحقیق با سالها مطالعه تقویت شده است.

the community is backboned by strong leadership.

جامعه توسط رهبری قوی تقویت شده است.

our strategy is backboned by extensive market analysis.

استراتژی ما با تجزیه و تحلیل گسترده بازار تقویت شده است.

the team is backboned by experienced players.

تیم توسط بازیکنان با تجربه تقویت شده است.

her confidence is backboned by her previous successes.

اعتماد به نفس او با موفقیت های قبلی او تقویت شده است.

the initiative is backboned by community support.

این طرح با حمایت جامعه تقویت شده است.

the policy is backboned by scientific research.

این سیاست با تحقیقات علمی تقویت شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید