backboned by
پشتیبانی شده توسط
backboned argument
استدلال پشتیبانی شده
backboned team
تیم پشتیبانی شده
backboned decision
تصمیم پشتیبانی شده
backboned support
حمایت پشتیبانی شده
backboned by experience
پشتیبانی شده توسط تجربه
backboned structure
ساختار پشتیبانی شده
the organization is backboned by a team of dedicated volunteers.
سازمان توسط تیمی از داوطلبانان متعهد تقویت شده است.
her argument was backboned by solid evidence.
استدلال او با شواهد قوی پشتیبانی می شد.
the project is backboned by significant funding from investors.
این پروژه با بودجه قابل توجهی از سرمایه گذاران تقویت شده است.
the research is backboned by years of study.
این تحقیق با سالها مطالعه تقویت شده است.
the community is backboned by strong leadership.
جامعه توسط رهبری قوی تقویت شده است.
our strategy is backboned by extensive market analysis.
استراتژی ما با تجزیه و تحلیل گسترده بازار تقویت شده است.
the team is backboned by experienced players.
تیم توسط بازیکنان با تجربه تقویت شده است.
her confidence is backboned by her previous successes.
اعتماد به نفس او با موفقیت های قبلی او تقویت شده است.
the initiative is backboned by community support.
این طرح با حمایت جامعه تقویت شده است.
the policy is backboned by scientific research.
این سیاست با تحقیقات علمی تقویت شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید