backdoor

[ایالات متحده]/ˌbæk'dɔː/
[بریتانیا]/'bæk,dor/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مخفی
n. درب پشتی
Word Forms
جمعbackdoors

جملات نمونه

He entered through the backdoor to avoid being seen.

او برای اینکه دیده نشود از راه پشتی وارد شد.

They used a backdoor approach to negotiate the deal.

آنها برای مذاکره در مورد معامله از یک رویکرد پشتی استفاده کردند.

The hackers exploited a backdoor in the system to access sensitive information.

هکرها از یک پس‌درگاه در سیستم برای دسترسی به اطلاعات حساس استفاده کردند.

She always leaves the backdoor unlocked for convenience.

او همیشه به دلیل راحتی، در پشتی را قفل نمی‌کند.

The company had a backdoor policy for hiring friends of employees.

شرکت یک سیاست پشت‌وانه‌ای برای استخدام دوستان کارمندان داشت.

They took the backdoor route to avoid the traffic jam.

آنها برای جلوگیری از ترافیک، مسیر پشتی را انتخاب کردند.

The backdoor entrance is only used by staff members.

ورودی پشتی فقط توسط کارکنان استفاده می شود.

The backdoor of the house opens onto a beautiful garden.

در پشتی خانه به یک باغ زیبا باز می شود.

He found a backdoor into the exclusive club through a friend.

او از طریق یک دوست راهی برای ورود به باشگاه انحصاری پیدا کرد.

The software had a hidden backdoor that allowed unauthorized access.

نرم افزار دارای یک پس‌درگاه پنهان بود که اجازه دسترسی غیرمجاز را می داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید