backmost

[ایالات متحده]/bækˈmɒst/
[بریتانیا]/bakˈmoʊst/

ترجمه

adj. در انتهای دورترین یا انتهای عقب یک خط، گروه یا سری؛ دورترین به عقب.

عبارات و ترکیب‌ها

backmost row

رد عقب‌ترین

backmost seat

صندلی عقب‌ترین

backmost part

بخش عقب‌ترین

the backmost shelf

قفسه عقب‌ترین

backmost element

عنصر عقب‌ترین

جملات نمونه

the backmost row of seats is usually the quietest.

معمولاً ردیف پشتی صندلی‌ها ساکت‌ترین است.

she placed her backpack in the backmost compartment of the bus.

او کوله‌پشتی خود را در قسمت پشتی اتوبوس قرار داد.

the backmost shelf holds the oldest books.

قفسه پشتی قدیمی‌ترین کتاب‌ها را در خود جای داده است.

he chose the backmost seat in the classroom to avoid distractions.

او برای جلوگیری از حواس‌پرتی، صندلی پشتی کلاس را انتخاب کرد.

the backmost part of the garden is filled with wildflowers.

قسمت پشتی باغ پر از گل‌های وحشی است.

the backmost section of the theater offers a unique view.

بخش پشتی تئاتر یک نمای منحصر به فرد ارائه می‌دهد.

in the backmost corner of the room, there is a small table.

در گوشه پشتی اتاق، یک میز کوچک وجود دارد.

they found the backmost drawer filled with old letters.

آنها کشوی پشتی را پر از نامه‌های قدیمی پیدا کردند.

the backmost area of the park is perfect for picnics.

منطقه پشتی پارک برای پیک‌نیک عالی است.

the backmost part of the line is where the last customers wait.

قسمت پشتی صف جایی است که آخرین مشتریان منتظر می‌مانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید