| جمع | backplanes |
backplane connector
اتصال پشتی
backplane slot
جای پشتی
backplane board
برد پشتی
install backplane
نصب پشتی
backplane failure
نیروی پشتی
backplane power
طراحی پشتی
backplane design
پشتی ها
backplanes support
بررسی پشتی
checking backplane
جایگزینی پشتی
replace backplane
جایگزینی پشتی
the server's backplane provided a reliable connection for all the components.
پشتیبانی پشتیبان سرور ارتباط مطمئنی برای تمامی اجزا فراهم میکرد.
we need to replace the aging backplane in the data center.
ما نیاز داریم تا پشتیبانی پشتیبان سوخته در مرکز داده را جایگزین کنیم.
the backplane's slots accommodated various expansion cards.
پیشخورهای پشتیبانی پشتیبان میتوانستند کارتهای گسترش مختلف را جای دهند.
ensure the backplane is properly grounded to prevent electrical issues.
مطمئن شوید که پشتیبانی پشتیبان به درستی زمین شده است تا از مشکلات الکتریکی جلوگیری شود.
the new backplane offered increased bandwidth for faster data transfer.
پشتیبانی پشتیبان جدید پهنای باند بیشتری برای انتقال سریعتر دادهها ارائه میکرد.
carefully install the components into the backplane's designated slots.
اجزای را به دقت در پیشخورهای مخصوص پشتیبانی پشتیبان نصب کنید.
a faulty backplane can cause intermittent system failures.
یک پشتیبانی پشتیبان معیوب میتواند باعث خاموشیهای متناوب سیستم شود.
the backplane's design supported hot-swapping of components.
طراحی پشتیبانی پشتیبان جایگزینی گرم اجزا را پشتیبانی میکرد.
we are evaluating different backplane vendors for our new project.
ما در حال ارزیابی فروشندگان مختلف پشتیبانی پشتیبان برای پروژه جدید ما هستیم.
the backplane's robust construction ensured long-term reliability.
ساختار محکم پشتیبانی پشتیبان اطمینانبخشی برای پایداری در بلند مدت فراهم میکرد.
the backplane's connector density was a key design consideration.
چگالی اتصالات پشتیبانی پشتیبان یکی از اصلیترین ملاحظات طراحی بود.
backplane connector
اتصال پشتی
backplane slot
جای پشتی
backplane board
برد پشتی
install backplane
نصب پشتی
backplane failure
نیروی پشتی
backplane power
طراحی پشتی
backplane design
پشتی ها
backplanes support
بررسی پشتی
checking backplane
جایگزینی پشتی
replace backplane
جایگزینی پشتی
the server's backplane provided a reliable connection for all the components.
پشتیبانی پشتیبان سرور ارتباط مطمئنی برای تمامی اجزا فراهم میکرد.
we need to replace the aging backplane in the data center.
ما نیاز داریم تا پشتیبانی پشتیبان سوخته در مرکز داده را جایگزین کنیم.
the backplane's slots accommodated various expansion cards.
پیشخورهای پشتیبانی پشتیبان میتوانستند کارتهای گسترش مختلف را جای دهند.
ensure the backplane is properly grounded to prevent electrical issues.
مطمئن شوید که پشتیبانی پشتیبان به درستی زمین شده است تا از مشکلات الکتریکی جلوگیری شود.
the new backplane offered increased bandwidth for faster data transfer.
پشتیبانی پشتیبان جدید پهنای باند بیشتری برای انتقال سریعتر دادهها ارائه میکرد.
carefully install the components into the backplane's designated slots.
اجزای را به دقت در پیشخورهای مخصوص پشتیبانی پشتیبان نصب کنید.
a faulty backplane can cause intermittent system failures.
یک پشتیبانی پشتیبان معیوب میتواند باعث خاموشیهای متناوب سیستم شود.
the backplane's design supported hot-swapping of components.
طراحی پشتیبانی پشتیبان جایگزینی گرم اجزا را پشتیبانی میکرد.
we are evaluating different backplane vendors for our new project.
ما در حال ارزیابی فروشندگان مختلف پشتیبانی پشتیبان برای پروژه جدید ما هستیم.
the backplane's robust construction ensured long-term reliability.
ساختار محکم پشتیبانی پشتیبان اطمینانبخشی برای پایداری در بلند مدت فراهم میکرد.
the backplane's connector density was a key design consideration.
چگالی اتصالات پشتیبانی پشتیبان یکی از اصلیترین ملاحظات طراحی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید