wine rack
قفسه شراب
coat rack
جاپوش
rack up points
جمع کردن امتیاز
rack of lamb
دنده بره
on the rack
روی دار
rack with
قفسه با
clothes rack
قفسه لباس
towel rack
قفسه حولهای
luggage rack
قفسه چمدان
storage rack
قفسه نگهداری
gear rack
قفسه دنده
rack up
جمع کردن
off the rack
آمادهسازی
pipe rack
قفسه لوله
drying rack
قفسه خشک کن
rack and pinion
نیو و دنده
trash rack
قفسه سطل زباله
rack and ruin
تباهی و زوال
roof rack
باربند سقفی
rack system
سیستم قفسهای
magazine rack
قفسه مجله
steering rack
قطار فرمان
give that rack a jiggle.
آن قفسه را تکان بده.
a trophy rack; a rack for baseball bats in the dugout; a drying rack for laundry.
یک قفسه جایزه؛ یک قفسه برای چوب بیس بال در زمین بازی؛ یک قفسه خشک کن برای لباس.
A toothache racked my jaw.
درد دندان من را درگیر کرد.
he was racked with guilt.
او با احساس گناه درگیر بود.
as clouds racked by.
همانطور که ابرها در هم می خردند.
We mainly produce supermarket rack, warehouse storage rack, back plate& back mesh big rack, disk rack, bookstack, multifunctional shel fect.
ما عمدتاً قفسه های سوپرمارکت، قفسه های انبار، قفسه های بزرگ مشکی و پشتی، قفسه های دیسک، کتابچه و قفسه های چند منظوره تولید می کنیم.
a cartop luggage rack; a cartop boat.
قفسه چمدان سقفی؛ یک قایق سقفی.
He was racked with pain.
او با درد درگیر بود.
The old house soon went to rack and ruin.
خانه قدیمی به زودی به ویرانی کشیده شد.
The pain racked him.
درد او را درگیر کرد.
The storm racked the town.
طوفان شهر را در هم کوبید.
He was racked by remorse.
او با پشیمانی درگیر بود.
She was racked by doubts.
او با تردیدها درگیر بود.
the steering rack was loose, and there was a little play.
قطعه تعلیق فرمان شل بود و کمی لقی داشت.
Here's the thing. I like your rack.
این مسئله اینه. من قفسه تو رو دوست دارم.
منبع: Grey's Anatomy Season 2B.Many hats are hanging on the rack.
ب. کلاههای زیادی روی قفسه آویزان هستند.
منبع: TOEIC Listening Practice Test BankTheper formers approach clothes racks and start putting on safety vests and masks.
اجراکنندگان به سمت قفسههای لباس میروند و شروع به پوشیدن جلیقههای ایمنی و ماسک میکنند.
منبع: Scientific WorldWell, we don't have a pants rack.
خب، ما قفسه شلواری نداریم.
منبع: Deadly WomenKamara is carrying a squat rack with four plates on it.
کامارا یک قفسه اسکات با چهار وزنه روی آن حمل میکند.
منبع: CNN 10 Student English March 2018 CollectionWell, I have a rack of men's clothes in my room...
خب، من یک قفسه لباس مردانه در اتاقم دارم...
منبع: Lost Girl Season 05This video racked has up 27.5 million views on TikTok.
این ویدیو 27.5 میلیون بازدید در TikTok داشته است.
منبع: CNN 10 Student English of the MonthI just ain't ready to give up that whole rack of ribs!
من هنوز آماده نیستم که آن همه دنده گوشت را کنار بگذارم!
منبع: Our Day This Season 1But we had found the dress racks, and now we had work to do.
اما ما قفسههای لباس را پیدا کرده بودیم و اکنون کار برای انجام داشت.
منبع: Twilight: EclipseWhile I got you, I was thinking about putting in a bike rack over here.
در حالی که در خدمت شما هستم، در مورد نصب یک نگهدارنده دوچرخه در اینجا فکر میکردم.
منبع: Modern Family - Season 08لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید