rack

[ایالات متحده]/ræk/
[بریتانیا]/ræk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایه چمدان; وسیله شکنجه; میله دندانه‌دار
vi. با باد سر خوردن; با قدم‌های کوتاه دویدن; تغییر شکل دادن
vt. شکنجه کردن; استخراج کردن

عبارات و ترکیب‌ها

wine rack

قفسه شراب

coat rack

جاپوش

rack up points

جمع کردن امتیاز

rack of lamb

دنده بره

on the rack

روی دار

rack with

قفسه با

clothes rack

قفسه لباس

towel rack

قفسه حوله‌ای

luggage rack

قفسه چمدان

storage rack

قفسه نگهداری

gear rack

قفسه دنده

rack up

جمع کردن

off the rack

آماده‌سازی

pipe rack

قفسه لوله

drying rack

قفسه خشک کن

rack and pinion

نیو و دنده

trash rack

قفسه سطل زباله

rack and ruin

تباهی و زوال

roof rack

باربند سقفی

rack system

سیستم قفسه‌ای

magazine rack

قفسه مجله

steering rack

قطار فرمان

جملات نمونه

give that rack a jiggle.

آن قفسه را تکان بده.

a trophy rack; a rack for baseball bats in the dugout; a drying rack for laundry.

یک قفسه جایزه؛ یک قفسه برای چوب بیس بال در زمین بازی؛ یک قفسه خشک کن برای لباس.

A toothache racked my jaw.

درد دندان من را درگیر کرد.

he was racked with guilt.

او با احساس گناه درگیر بود.

as clouds racked by.

همانطور که ابرها در هم می خردند.

We mainly produce supermarket rack, warehouse storage rack, back plate& back mesh big rack, disk rack, bookstack, multifunctional shel fect.

ما عمدتاً قفسه های سوپرمارکت، قفسه های انبار، قفسه های بزرگ مشکی و پشتی، قفسه های دیسک، کتابچه و قفسه های چند منظوره تولید می کنیم.

a cartop luggage rack; a cartop boat.

قفسه چمدان سقفی؛ یک قایق سقفی.

He was racked with pain.

او با درد درگیر بود.

The old house soon went to rack and ruin.

خانه قدیمی به زودی به ویرانی کشیده شد.

The pain racked him.

درد او را درگیر کرد.

The storm racked the town.

طوفان شهر را در هم کوبید.

He was racked by remorse.

او با پشیمانی درگیر بود.

She was racked by doubts.

او با تردیدها درگیر بود.

the steering rack was loose, and there was a little play.

قطعه تعلیق فرمان شل بود و کمی لقی داشت.

نمونه‌های واقعی

Here's the thing. I like your rack.

این مسئله اینه. من قفسه تو رو دوست دارم.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

B.Many hats are hanging on the rack.

ب. کلاه‌های زیادی روی قفسه آویزان هستند.

منبع: TOEIC Listening Practice Test Bank

Theper formers approach clothes racks and start putting on safety vests and masks.

اجراکنندگان به سمت قفسه‌های لباس می‌روند و شروع به پوشیدن جلیقه‌های ایمنی و ماسک می‌کنند.

منبع: Scientific World

Well, we don't have a pants rack.

خب، ما قفسه شلواری نداریم.

منبع: Deadly Women

Kamara is carrying a squat rack with four plates on it.

کامارا یک قفسه اسکات با چهار وزنه روی آن حمل می‌کند.

منبع: CNN 10 Student English March 2018 Collection

Well, I have a rack of men's clothes in my room...

خب، من یک قفسه لباس مردانه در اتاقم دارم...

منبع: Lost Girl Season 05

This video racked has up 27.5 million views on TikTok.

این ویدیو 27.5 میلیون بازدید در TikTok داشته است.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

I just ain't ready to give up that whole rack of ribs!

من هنوز آماده نیستم که آن همه دنده گوشت را کنار بگذارم!

منبع: Our Day This Season 1

But we had found the dress racks, and now we had work to do.

اما ما قفسه‌های لباس را پیدا کرده بودیم و اکنون کار برای انجام داشت.

منبع: Twilight: Eclipse

While I got you, I was thinking about putting in a bike rack over here.

در حالی که در خدمت شما هستم، در مورد نصب یک نگهدارنده دوچرخه در اینجا فکر می‌کردم.

منبع: Modern Family - Season 08

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید