backstitches

[ایالات متحده]/ˈbækˌstɪtʃiz/
[بریتانیا]/ˈbækstiʧiːz/

ترجمه

n. بخیه‌هایی که با دوختن به عقب بر روی بخیه قبلی برای تقویت آن ایجاد می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

backstitches over mistakes

درپوش روی اشتباهات

backstitches for durability

دوخت پشتی برای دوام

جملات نمونه

she used backstitches to secure the fabric.

او از بخیه پشتی برای محکم کردن پارچه استفاده کرد.

backstitches are essential for strong seams.

بخیه پشتی برای ایجاد درزهای محکم ضروری است.

he learned how to make backstitches in his sewing class.

او یاد گرفت که چگونه در کلاس خیاطی خود بخیه پشتی درست کند.

using backstitches can add durability to your projects.

استفاده از بخیه پشتی می تواند دوام را به پروژه های شما اضافه کند.

she prefers backstitches over running stitches for this project.

او ترجیح می دهد برای این پروژه از بخیه پشتی به جای بخیه دوز استفاده کند.

backstitches help prevent the fabric from fraying.

بخیه پشتی به جلوگیری از سست شدن پارچه کمک می کند.

he finished the embroidery with neat backstitches.

او گلدوزی را با بخیه های پشتی مرتب تمام کرد.

backstitches create a more polished look in hand-sewn items.

بخیه پشتی ظاهری آراسته تر را در وسایل دست دوز ایجاد می کند.

she demonstrated how to do backstitches at the workshop.

او نحوه انجام بخیه پشتی را در کارگاه به نمایش گذاشت.

backstitches can be used for both decorative and functional purposes.

می توان از بخیه پشتی هم برای اهداف تزئینی و هم کاربردی استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید