backstops in place
حفاظت در جای خود
provide backstops for
ارائه حفاظ برای
explore backstop options
بررسی گزینههای حفاظ
implement backstops effectively
اجرای مؤثر حفاظ
ensure adequate backstops
اطمینان از وجود حفاظ مناسب
identify potential backstops
شناسایی حفاظهای بالقوه
develop robust backstops
توسعه حفاظهای قوی
review existing backstops
بازبینی حفاظهای موجود
backstops are essential in risk management.
توقفهای پشتیبان برای مدیریت ریسک ضروری هستند.
the team established backstops to ensure project success.
تیم برای اطمینان از موفقیت پروژه، نقاط توقف پشتیبان ایجاد کرد.
financial backstops can help stabilize markets.
توقفهای پشتیبان مالی میتوانند به تثبیت بازارها کمک کنند.
they put backstops in place to protect their investments.
آنها نقاط توقف پشتیبان را برای محافظت از سرمایهگذاریهای خود ایجاد کردند.
backstops are often used in negotiations.
توقفهای پشتیبان اغلب در مذاکرات استفاده میشوند.
the company needs strong backstops against potential losses.
شرکت به نقاط توقف پشتیبان قوی در برابر خسارات احتمالی نیاز دارد.
she suggested implementing backstops for the project.
او پیشنهاد کرد نقاط توقف پشتیبان را برای پروژه اجرا کنند.
backstops provide a safety net for uncertain situations.
توقفهای پشتیبان یک شبکه ایمنی برای شرایط نامطمئن فراهم میکنند.
the government introduced financial backstops during the crisis.
در طول بحران، دولت نقاط توقف مالی را معرفی کرد.
effective backstops can enhance decision-making processes.
توقفهای پشتیبانی موثر میتوانند فرآیندهای تصمیمگیری را بهبود بخشند.
backstops in place
حفاظت در جای خود
provide backstops for
ارائه حفاظ برای
explore backstop options
بررسی گزینههای حفاظ
implement backstops effectively
اجرای مؤثر حفاظ
ensure adequate backstops
اطمینان از وجود حفاظ مناسب
identify potential backstops
شناسایی حفاظهای بالقوه
develop robust backstops
توسعه حفاظهای قوی
review existing backstops
بازبینی حفاظهای موجود
backstops are essential in risk management.
توقفهای پشتیبان برای مدیریت ریسک ضروری هستند.
the team established backstops to ensure project success.
تیم برای اطمینان از موفقیت پروژه، نقاط توقف پشتیبان ایجاد کرد.
financial backstops can help stabilize markets.
توقفهای پشتیبان مالی میتوانند به تثبیت بازارها کمک کنند.
they put backstops in place to protect their investments.
آنها نقاط توقف پشتیبان را برای محافظت از سرمایهگذاریهای خود ایجاد کردند.
backstops are often used in negotiations.
توقفهای پشتیبان اغلب در مذاکرات استفاده میشوند.
the company needs strong backstops against potential losses.
شرکت به نقاط توقف پشتیبان قوی در برابر خسارات احتمالی نیاز دارد.
she suggested implementing backstops for the project.
او پیشنهاد کرد نقاط توقف پشتیبان را برای پروژه اجرا کنند.
backstops provide a safety net for uncertain situations.
توقفهای پشتیبان یک شبکه ایمنی برای شرایط نامطمئن فراهم میکنند.
the government introduced financial backstops during the crisis.
در طول بحران، دولت نقاط توقف مالی را معرفی کرد.
effective backstops can enhance decision-making processes.
توقفهای پشتیبانی موثر میتوانند فرآیندهای تصمیمگیری را بهبود بخشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید