backwardnesses

[ایالات متحده]/ˈbæk.wəd.nəsɪz/
[بریتانیا]/ˈbækˌwər.dnəsiz/

ترجمه

n. وضعیت عقب‌ماندگی یا تأخیر؛ کمبود پیشرفت یا توسعه؛ تردید، اکراه یا خجالت؛ خجولی یا شرم.

عبارات و ترکیب‌ها

addressing societal backwardnesses

رفع عقب‌ماندگی‌های اجتماعی

reducing educational backwardnesses

کاهش عقب‌ماندگی‌های آموزشی

جملات نمونه

his backwardnesses in technology hindered his career growth.

ضعف او در زمینه فناوری باعث محدود شدن رشد شغلی‌اش شد.

the company addressed its backwardnesses in the market.

شرکت به نقاط ضعف خود در بازار رسیدگی کرد.

education can help overcome societal backwardnesses.

تحصیلات می‌تواند به رفع عقب‌ماندگی‌های اجتماعی کمک کند.

we must acknowledge our backwardnesses to move forward.

ما باید عقب‌ماندگی‌های خود را بپذیریم تا به جلو حرکت کنیم.

backwardnesses in infrastructure can affect economic development.

عقب‌ماندگی در زیرساخت‌ها می‌تواند بر توسعه اقتصادی تأثیر بگذارد.

they worked hard to eliminate the backwardnesses in their community.

آنها سخت تلاش کردند تا عقب‌ماندگی‌های منطقه خود را از بین ببرند.

the report highlighted the backwardnesses of the rural areas.

گزارش نقاط ضعف مناطق روستایی را برجسته کرد.

backwardnesses in healthcare can lead to serious consequences.

عقب‌ماندگی در مراقبت‌های بهداشتی می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

addressing backwardnesses requires collective effort.

رسیدگی به عقب‌ماندگی‌ها نیازمند تلاش جمعی است.

backwardnesses in education systems can perpetuate inequality.

عقب‌ماندگی در سیستم‌های آموزشی می‌تواند نابرابری را تداوم بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید