remove impediments
حذف موانع
overcome impediments
غلبه بر موانع
identify impediments
تشخیص موانع
address impediments
رسیدگی به موانع
face impediments
مقابله با موانع
mitigate impediments
کاهش موانع
evaluate impediments
ارزیابی موانع
analyze impediments
تجزیه و تحلیل موانع
eliminate impediments
حذف کامل موانع
navigate impediments
عبور از موانع
there are several impediments to achieving peace.
چالشهای متعددی برای دستیابی به صلح وجود دارد.
we must identify the impediments to our progress.
ما باید موانع پیشرفت خود را شناسایی کنیم.
financial impediments can delay project completion.
موانع مالی میتوانند باعث تأخیر در اتمام پروژه شوند.
she faced many impediments in her career.
او با موانع زیادی در حرفه خود روبرو شد.
impediments to communication can lead to misunderstandings.
موانع ارتباطی میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
overcoming impediments requires determination and effort.
غلبه بر موانع نیاز به اراده و تلاش دارد.
legal impediments can complicate the negotiation process.
موانع قانونی میتواند روند مذاکرات را پیچیده کند.
impediments to learning can affect student performance.
موانع یادگیری میتواند بر عملکرد دانش آموزان تأثیر بگذارد.
they worked together to remove the impediments.
آنها برای برداشتن موانع با هم همکاری کردند.
impediments in the supply chain can disrupt production.
موانع در زنجیره تأمین میتواند باعث اختلال در تولید شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید