backwoodsman

[ایالات متحده]/ˈbækˌwʊdsmən/
[بریتانیا]/ˈbækˌwʊdsmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردی که در یک منطقه روستایی دورافتاده یا ایزوله زندگی می‌کند؛ عضوی از مجلس عالی که به ندرت در رأی‌گیری‌ها یا فعالیت‌های سیاسی شرکت می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

backwoodsman's wisdom

حکمت یک جنگلباش

a true backwoodsman

یک جنگلباش واقعی

backwoodsman's lifestyle

سبک زندگی یک جنگلباش

backwoodsman's knowledge

دانش یک جنگلباش

a solitary backwoodsman

یک جنگلباش گوشه‌گیر

the backwoodsman's axe

تبر جنگلباش

جملات نمونه

the backwoodsman knows how to survive in the wild.

آدم جنگلی می‌داند چگونه در طبیعت زنده بماند.

many backwoodsmen prefer a simple lifestyle away from the city.

بسیاری از آدم‌های جنگلی یک سبک زندگی ساده دور از شهر را ترجیح می‌دهند.

the backwoodsman built his cabin using only natural materials.

آدم جنگلی کلبه خود را فقط با استفاده از مواد طبیعی ساخت.

as a backwoodsman, he is skilled in hunting and fishing.

همانطور که یک آدم جنگلی است، در شکار و ماهیگیری مهارت دارد.

the backwoodsman shared his knowledge of edible plants.

آدم جنگلی دانش خود در مورد گیاهان خوراکی را به اشتراک گذاشت.

in the story, the backwoodsman became a local legend.

در داستان، آدم جنگلی به یک افسانه محلی تبدیل شد.

the backwoodsman taught his children the ways of the forest.

آدم جنگلی به فرزندان خود روش‌های جنگل را آموزش داد.

every backwoodsman has a unique set of skills.

هر آدم جنگلی مجموعه مهارت‌های منحصر به فردی دارد.

the backwoodsman relied on his instincts to navigate the terrain.

آدم جنگلی برای پیمایش در منطقه به غرایض خود اعتماد کرد.

living as a backwoodsman requires patience and resilience.

زندگی به عنوان یک آدم جنگلی نیاز به صبر و تاب‌آوری دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید