bafflements

[ایالات متحده]/bæfˈlɛmənts/
[بریتانیا]/ˈbæfləˌmɛnts/

ترجمه

n. حالت گیج شدن یا سردرگمی؛ منبع سردرگمی یا ابهام.

عبارات و ترکیب‌ها

expressions of bafflement

عبارات سردرگمی

solve the bafflements

حل کردن سردرگمی‌ها

grappling with bafflements

دست و پنجه نرم کردن با سردرگمی‌ها

جملات نمونه

his bafflements were evident during the meeting.

سردرگمی‌های او در طول جلسه آشکار بود.

she expressed her bafflements regarding the project requirements.

او سردرگمی‌های خود را در مورد الزامات پروژه بیان کرد.

the bafflements of the situation left everyone speechless.

سردرگمی‌های وضعیت باعث شد همه speechless شوند.

they discussed their bafflements over dinner.

آنها سردرگمی‌های خود را در طول شام مورد بحث قرار دادند.

his constant bafflements made him doubt his abilities.

سردرگمی‌های مداوم او باعث شد او توانایی‌های خود را زیر سوال ببرد.

the teacher addressed the students' bafflements about the homework.

معلم به سردرگمی‌های دانش‌آموزان در مورد تکالیف پاسخ داد.

her bafflements with the new software were understandable.

سردرگمی او با نرم‌افزار جدید قابل درک بود.

he tried to explain his bafflements to his friends.

او سعی کرد سردرگمی‌های خود را برای دوستانش توضیح دهد.

many bafflements arise when learning a new language.

هنگام یادگیری یک زبان جدید، سردرگمی‌های زیادی به وجود می‌آید.

the bafflements of life often lead to deeper understanding.

سردرگمی‌های زندگی اغلب منجر به درک عمیق‌تر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید