bagarre

[ایالات متحده]/bɑːˈɡɛər/
[بریتانیا]/ba-gar/

ترجمه

n. یک مبارزه یا درگیری پر سر و صدا؛ یک اختلال یا همهمه

عبارات و ترکیب‌ها

a drunken bagarre

یک مشاجره مستانه

avoid a bagarre

از یک مشاجره اجتناب کنید

a noisy bagarre

یک مشاجره پر سر و صدا

end the bagarre

مشاجره را پایان دهید

a physical bagarre

یک مشاجره فیزیکی

جملات نمونه

there was a bagarre at the school playground.

درگیری در زمین بازی مدرسه وجود داشت.

the bagarre broke out unexpectedly during the event.

درگیری بطور غیرمنتظره ای در طول رویداد شروع شد.

we must find a way to resolve the bagarre peacefully.

ما باید راهی برای حل مسالمت آمیز درگیری پیدا کنیم.

he was involved in a bagarre with his classmates.

او درگیر درگیری با همکلاسی هایش بود.

the police were called to break up the bagarre.

از پلیس خواسته شد تا برای متفرق کردن درگیری با آنها تماس بگیرند.

after the bagarre, tensions remained high among the groups.

پس از درگیری، تنش ها در بین گروه ها بالا ماند.

it is important to address the reasons behind the bagarre.

مهم است که به دلایل پشت درگیری رسیدگی شود.

the bagarre escalated quickly, surprising everyone.

درگیری به سرعت تشدید شد و همه را غافلگیر کرد.

she tried to mediate the bagarre between her friends.

او سعی کرد تا بین دوستانش درگیری را میانجیگری کند.

witnesses described the bagarre as chaotic and loud.

شهود درگیری را به هم ریخته و بلند توصیف کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید