baggiest

[ایالات متحده]/'bægɪ/
[بریتانیا]/'bæɡi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. گشاد یا آویزان

عبارات و ترکیب‌ها

baggy clothes

لباس‌های گشاد

baggy pants

شلوار گشاد

baggy sweatshirt

سویشرت گشاد

جملات نمونه

his eyes were baggy with the fatigue of overwork.

چشمانش به دلیل خستگی زیاد گود افتاده بودند.

a teenager in scruffy jeans and a baggy T-shirt.

یک نوجوان با شلوارهای نامرتب و یک تی‌شرت گشاد.

My T-shirt went all baggy in the wash.

تی‌شرت من در ماشین لباسشویی کاملاً گشاد شد.

The character of Charlie the little man, the baggy - trousered bowler - hatted tramp, can be seen evolving behind the surface gagging , the energetic slapstick of the day.

شخصیت چارلی، مردک کوچک، ولخرج - شلوغی، کلاه‌نشین، گاری‌کش، می‌توان آن را در پشت صحنه خنده‌های اغراق‌آمیز و سیرک پرانرژی روز در حال تکامل دید.

Rock your baggies and sneakers as you earn points knockin over trash cans, hittin boxes out of dumpsters, breakin windows and blowin up gas canisters.

در حالی که با پوشیدن شلوار گشاد و کفش‌های ورزشی امتیاز کسب می‌کنید، سطل‌های زباله را برمی‌زنید، جعبه‌ها را از زباله‌ها بیرون می‌آورید، پنجره‌ها را می‌شکنید و سیلندرهای گاز را منفجر می‌کنید.

83. Rock your baggies and sneakers as you earn points knockin over trash cans, hittin boxes out of dumpsters, breakin windows and blowin up gas canisters.

83. در حالی که با پوشیدن شلوار گشاد و کفش‌های ورزشی امتیاز کسب می‌کنید، سطل‌های زباله را برمی‌زنید، جعبه‌ها را از زباله‌ها بیرون می‌آورید، پنجره‌ها را می‌شکنید و سیلندرهای گاز را منفجر می‌کنید.

نمونه‌های واقعی

It's pretty grubby and it's actually started to get a little baggy.

اینجا خیلی کثیفه و داره کم کم کمی گشاد هم میشه.

منبع: VOA Standard English_Americas

Old people sometimes have baggy skin under their eyes.

افراد مسن گاهی اوقات پوست گشاد زیر چشم دارند.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

OK, let's start with the baggy jeans. First of all, who likes to wear baggy jeans?

باشه، بیایید با شلوارهای گشاد شروع کنیم. اول از همه، چه کسی دوست دارد شلوارهای گشاد بپوشد؟

منبع: American English dialogue

Actually, I have a plastic baggy strapped to my leg that says I can. Give up, Wolowitz.

در واقع، من یک کیسه پلاستیکی به پایم بسته شده که می گوید من می توانم. تسلیم شو، وولوویتز.

منبع: The Big Bang Theory Season 6

But there's a good use for that baggy skin.

اما استفاده خوبی برای آن پوست گشاد وجود دارد.

منبع: National Geographic (Children's Section)

It was a " large, loose, baggy monster, " in the words of Henry James.

این یک " هیولا بزرگ، شل و گشاد " بود، به گفته هنری جیمز.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Some are baggy like soggy Band-Aidsafter you get out of the bathtub.

بعضی ها مانند پچ های خیس و گشاد هستند بعد از اینکه از وان حمام بیرون می آیید.

منبع: The Little House on Mango Street

I think baggy jeans go with the hip-hop kind of style. Also, skateboarders really like to wear baggy jeans.

من فکر می کنم شلوارهای گشاد با سبک هیپ هاپ همخوانی دارند. همچنین، اسکیت برد سوارها واقعاً دوست دارند شلوارهای گشاد بپوشند.

منبع: American English dialogue

The baggy skin on Rune's face cracks into a sleepy smile.

پوست گشاد روی صورت رون به لبخندی خواب آلود تبدیل می شود.

منبع: A man named Ove decides to die.

This is where being a noodle in a baggy wetsuit really pays off.

اینجاست که بودن یک رشته در یک لباس غواصی گشاد واقعاً سود دارد.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید