bagrid

[ایالات متحده]/bæɡrɪd/
[بریتانیا]/bæɡrɪd/

ترجمه

n. یک گوشت‌خور در خانواده Bagridae
شکل‌های واژه
جمعbagrids

جملات نمونه

the bagrid is a popular freshwater catfish in southeast asian cuisine.

بگرید یک ماهی گوشتی آب شیرین است که در میان غذاهای جنوب شرق آسیا محبوب است.

fishermen often catch bagrid using traditional nets in the river.

گیاهان ماهیگیری اغلب با استفاده از تورهای سنتی در رودخانه بگرید می‌گیرند.

bagrid aquaculture has become an important industry in indonesia.

تولید بگرید در اندونزی به یک صنعت مهم تبدیل شده است.

the bagrid population has declined significantly due to overfishing.

جمعیت بگرید به دلیل صید بیش از حد به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

local markets sell fresh bagrid every morning.

بازارهای محلی هر صبح بگرید تازه فروش می‌کنند.

bagrid farming provides income for many rural families.

چسباندن بگرید درآمد زیادی برای خانواده‌های روستایی فراهم می‌کند.

the bagrid habitat includes slow-moving rivers and lakes.

محیط زیست بگرید شامل رودخانه‌های کند حرکت و دریاچه‌ها می‌شود.

conservation efforts aim to protect endangered bagrid species.

تلاش‌های حفاظتی به منظور حفظ گونه‌های خطرکشیده بگرید هستند.

chefs often grill bagrid with traditional herbs and spices.

شکم‌پزها اغلب بگرید را با گیاهان و مخلوط‌های سنتی سرخ می‌کنند.

the bagrid can grow up to fifty centimeters in length.

بگرید می‌تواند تا پنجاه سانتی‌متر طول بگیرد.

bagrid fishing season typically starts during the rainy months.

فصل صید بگرید معمولاً در ماه‌های بارانی شروع می‌شود.

researchers are studying bagrid breeding patterns in the wild.

پژوهشگران الگوهای تولید مثل بگرید در طبیعت را مطالعه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید