bairn

[ایالات متحده]/beən/
[بریتانیا]/bɛrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (اسکاتلندی) کودک; (اسکاتلندی) نوزاد.
شکل‌های واژه
جمعbairns

جملات نمونه

Give bairn his will,and a whelp his fill,and none of these two will thrive.

به کودک خود اراده‌اش را بدهید و به توله‌اش شکم سیر، و هیچ‌کدام از این دو شکوفا نخواهند شد.

The bairn was fast asleep in his crib.

کودک در گهواره‌اش به خواب عمیق رفته بود.

She sang a lullaby to the bairn to help him fall asleep.

او برای کمک به خواب رفتن کودک، لالایی خواند.

The bairn's laughter filled the room with joy.

خنده کودک اتاق را با شادی پر کرد.

The bairn's first steps were a milestone for the family.

قدم‌های اول کودک یک نقطه عطف برای خانواده بود.

The bairn's innocent curiosity was endearing.

کنجکاوی معصومانه کودک دوست‌داشتنی بود.

The bairn's favorite toy was a stuffed bear.

اسباب‌بازی مورد علاقه کودک یک خرس عروسکی بود.

The bairn's eyes sparkled with excitement at the sight of the presents.

چشمان کودک با دیدن هدایا از هیجان برق می‌زدند.

The bairn's birthday party was a joyful celebration.

جشن تولد کودک یک جشن شاداب بود.

The bairn's mother lovingly tucked him into bed every night.

مادر کودک هر شب با عشق او را در رختخواب می‌انداخت.

The bairn's laughter echoed through the house, bringing smiles to everyone's faces.

خنده کودک در خانه طنین‌انداز شد و لبخند را به چهره همه آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید