bakeware

[ایالات متحده]/beɪkˈweə(r)/
[بریتانیا]/beykˈwɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تجهیزات استفاده شده برای پختن; تابه پخت

عبارات و ترکیب‌ها

bakeware set

ست لوازم پخت

quality bakeware

لوازم پخت با کیفیت

non-stick bakeware

لوازم پخت نچسب

stainless steel bakeware

لوازم پخت استیل ضد زنگ

bakeware basics

مبانی لوازم پخت

aluminum bakeware

لوازم پخت آلومینیومی

ceramic bakeware

لوازم پخت سرامیکی

bakeware for cakes

لوازم پخت برای کیک

cheap bakeware

لوازم پخت ارزان

جملات نمونه

she bought new bakeware for her baking class.

او ظروف پخت و پز جدید برای کلاس شیرینی پزی خود خرید.

make sure to grease the bakeware before pouring in the batter.

مطمئن شوید قبل از ریختن خمیر، قالب را چرب کنید.

my favorite bakeware is made of ceramic.

علاوه ترین ظروف پخت و پز من از جنس سرامیک است.

she has a variety of bakeware for different recipes.

او انواع مختلف ظروف پخت و پز برای دستور العمل های مختلف دارد.

always check if the bakeware is oven-safe.

همیشه بررسی کنید که آیا ظروف پخت و پز قابل استفاده در فر هستند یا خیر.

he prefers glass bakeware for even cooking.

او ترجیح می دهد از ظروف پخت و پز شیشه ای برای پخت یکنواخت استفاده کند.

using the right bakeware can improve your baking results.

استفاده از ظروف پخت و پز مناسب می تواند نتایج پخت شما را بهبود بخشد.

she received a set of bakeware as a wedding gift.

او یک مجموعه از ظروف پخت و پز را به عنوان هدیه عروسی دریافت کرد.

cleaning bakeware can be a tedious task.

تمیز کردن ظروف پخت و پز می تواند یک کار خسته کننده باشد.

investing in quality bakeware is worth it for serious bakers.

سرمایه گذاری در ظروف پخت و پز با کیفیت برای قنادان جدی ارزش دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید