pans

[ایالات متحده]/pænz/
[بریتانیا]/pænz/

ترجمه

n. پاسخ قبلی، معمولاً به عنوان نتایج کش‌شده در چندین پرسش در محاسبات
v. فعل pan در زمان حال، شخص سوم مفرد؛ فعل pan در زمان گذشته؛ فعل تفضیلی pan

عبارات و ترکیب‌ها

pans out

عملکرد خوب داشت

sauté in pans

در تابه سرخ کن

new pans

تابه‌های جدید

cast iron pans

تابه‌های چدنی

heating pans

تابه‌های گرمایشی

nonstick pans

تابه‌های نچسب

washing pans

شستن تابه‌ها

stacked pans

تابه‌های روی هم

old pans

تابه‌های قدیمی

frying pans

تابه‌های سرخ‌کن

جملات نمونه

she carefully arranged the pans on the stove.

او با دقت قابلمه‌ها را روی اجاق گاز مرتب کرد.

we need to buy new pans for the kitchen.

ما باید قابلمه‌های جدید برای آشپزخانه بخریم.

the chef seasoned the pans before frying the fish.

سرآشپز قبل از سرخ کردن ماهی، قابلمه‌ها را مزه‌دار کرد.

he stacked the pans neatly in the cupboard.

او قابلمه‌ها را به طور مرتب در کابینت چید.

the pans were covered in a layer of grease.

قابلمه‌ها با لایه‌ای از چربی پوشیده شده بودند.

they used cast iron pans for even heating.

آنها از قابلمه‌های چدنی برای گرمایش یکنواخت استفاده کردند.

she washed the pans after making pancakes.

او بعد از درست کردن پنکیک، قابلمه‌ها را شست.

the pans rattled as she put them away.

همانطور که او آنها را کنار می‌گذاشت، قابلمه‌ها صدا می‌دادند.

he compared the different sizes of pans.

او اندازه‌های مختلف قابلمه‌ها را مقایسه کرد.

the pans were stored in a metal rack.

قابلمه‌ها در یک قفسه فلزی نگهداری می‌شدند.

she heated the pans over a gas flame.

او قابلمه‌ها را روی شعله گاز گرم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید