ballyrags

[ایالات متحده]/ˈbælɪrɑːɡz/
[بریتانیا]/ˈbælræɡz/

ترجمه

v به کسی زورگویی یا تهدید کردن، غالباً به صورت کلامی.
vt.,vi. زورگویی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ballyrags and nonsense

حرف‌های بی‌اساس و پوچ

full of ballyrags

پر از حرف‌های بی‌اساس

talking ballyrags

حرف زدن‌های بی‌اساس

جملات نمونه

he ballyrags his friends for fun.

او برای تفریح دوستانش را دست و پا می‌کند.

she often ballyrags her brother about his cooking skills.

او اغلب برادرش را در مورد مهارت‌های آشپزی‌اش دست و پا می‌کند.

the teacher ballyrags the students for being late.

معلم دانش‌آموزان را به دلیل دیر رسیدن دست و پا می‌کند.

they ballyrags each other during the game.

آنها در طول بازی یکدیگر را دست و پا می‌کنند.

he can't help but ballyrag his teammates.

او نمی‌تواند به خودش کمک کند و هم‌تیمی‌هایش را دست و پا کند.

she enjoys ballyrags when they hang out.

وقتی بیرون می‌روند، از دست و پا کردن لذت می‌برد.

don't take it seriously; he's just ballyrags.

جدی نگیرید؛ او فقط دست و پا می‌کند.

the comedian ballyrags the audience with clever jokes.

کمدین با شوخی‌های باهوش، مخاطب را دست و پا می‌کند.

they ballyrags about each other's fashion choices.

آنها در مورد انتخاب‌های مد یکدیگر دست و پا می‌کنند.

it's all in good fun when he ballyrags.

وقتی دست و پا می‌کند، همه چیز سرگرم‌کننده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید