bamboozles everyone
افراد را فریب میدهد
bamboozle the competition
رقابت را فریب دهید
completely bamboozled
کاملاً فریب خورده
he often bamboozles his friends with elaborate pranks.
او اغلب دوستانش را با شوخی های پیچیده فریب می دهد.
the magician bamboozles the audience with his tricks.
جادوگر با شعبده هایش مخاطبان را فریب می دهد.
she bamboozles her coworkers into doing her work.
او همکارانش را فریب می دهد تا کار او را انجام دهند.
don't let him bamboozle you; he's not telling the truth.
نذار بهت فریب بده؛ اون حقیقت رو نمیگه.
the con artist bamboozled many unsuspecting victims.
کلاهبردار قربانیان ناآگاه زیادی را فریب داد.
he tried to bamboozle the committee with false documents.
او سعی کرد کمیته را با اسناد جعلی فریب دهد.
she bamboozled her way into the exclusive club.
او با فریب وارد باشگاه انحصاری شد.
they bamboozled the investors with exaggerated claims.
آنها با ادعاهای اغراق آمیز سرمایه گذاران را فریب دادند.
the clever fox bamboozles the farmer to steal chickens.
روباه باهوش کشاورز را فریب می دهد تا مرغ ها را بدزدد.
he was bamboozled into buying a faulty product.
او فریب خورد و یک محصول معیوب خرید.
bamboozles everyone
افراد را فریب میدهد
bamboozle the competition
رقابت را فریب دهید
completely bamboozled
کاملاً فریب خورده
he often bamboozles his friends with elaborate pranks.
او اغلب دوستانش را با شوخی های پیچیده فریب می دهد.
the magician bamboozles the audience with his tricks.
جادوگر با شعبده هایش مخاطبان را فریب می دهد.
she bamboozles her coworkers into doing her work.
او همکارانش را فریب می دهد تا کار او را انجام دهند.
don't let him bamboozle you; he's not telling the truth.
نذار بهت فریب بده؛ اون حقیقت رو نمیگه.
the con artist bamboozled many unsuspecting victims.
کلاهبردار قربانیان ناآگاه زیادی را فریب داد.
he tried to bamboozle the committee with false documents.
او سعی کرد کمیته را با اسناد جعلی فریب دهد.
she bamboozled her way into the exclusive club.
او با فریب وارد باشگاه انحصاری شد.
they bamboozled the investors with exaggerated claims.
آنها با ادعاهای اغراق آمیز سرمایه گذاران را فریب دادند.
the clever fox bamboozles the farmer to steal chickens.
روباه باهوش کشاورز را فریب می دهد تا مرغ ها را بدزدد.
he was bamboozled into buying a faulty product.
او فریب خورد و یک محصول معیوب خرید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید