bandagings

[ایالات متحده]/bænˈdædʒɪŋz/
[بریتانیا]/bænˈdædʒɪŋz/

ترجمه

n. عمل باندپیچی یا استفاده از باندها.

عبارات و ترکیب‌ها

medical bandagings

پانسمان‌های پزشکی

applying bandagings

اعمال پانسمان

removing old bandagings

برداشتن پانسمان‌های قدیمی

proper bandaging techniques

تکنیک‌های مناسب پانسمان

جملات نمونه

the nurse applied the bandagings carefully to the wound.

پرستار بانداژها را با دقت روی زخم استفاده کرد.

different types of bandagings are used for various injuries.

انواع مختلف بانداژها برای آسیب های مختلف استفاده می شوند.

he learned how to change bandagings during his first aid training.

او یاد گرفت که در طول آموزش کمک های اولیه چگونه بانداژها را عوض کند.

proper bandagings can help speed up the healing process.

استفاده از بانداژ مناسب می تواند به تسریع روند بهبودی کمک کند.

she always carries extra bandagings in her first aid kit.

او همیشه بانداژهای اضافی را در کیف کمک های اولیه‌اش دارد.

after the game, the coach checked the players' bandagings.

پس از مسابقه، مربی بانداژهای بازیکنان را بررسی کرد.

he prefers elastic bandagings for better support.

او ترجیح می دهد از بانداژهای کشسان برای حمایت بهتر استفاده کند.

bandagings should be applied snugly but not too tight.

بانداژها باید به طور محکم اما نه خیلی تنگ استفاده شوند.

injuries require immediate attention and proper bandagings.

آسیب ها نیاز به توجه فوری و بانداژ مناسب دارند.

she demonstrated how to use different bandagings effectively.

او نحوه استفاده موثر از انواع مختلف بانداژها را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید