bandied

[ایالات متحده]/ˈbændɪd/
[بریتانیا]/ˈbænˌdiːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بحث کردن یا جواب دادن; تبادل کلمات به صورت بازیگوشانه یا با حرارت

عبارات و ترکیب‌ها

bandied about

در مورد صحبت کردن

bandied words

تبادل کلمات

bandied insults

تبادل توهین ها

ideas were bandied

ایده ها مطرح شدند

جملات نمونه

rumors were bandied about the upcoming merger.

شایعات در مورد ادغام قریب الوقوع مطرح شد.

during the meeting, various ideas were bandied around.

در طول جلسه، ایده های مختلف مطرح شد.

the topic of climate change was bandied in the media.

موضوع تغییرات آب و هوایی در رسانه ها مطرح شد.

he bandied words with his colleagues during lunch.

او در زمان ناهار با همکاران خود بحث کرد.

several names were bandied as potential candidates.

چند اسم به عنوان نامزدهای احتمالی مطرح شد.

they bandied opinions on the best way to proceed.

آنها نظرات خود را در مورد بهترین راه برای پیشرفت مطرح کردند.

in the debate, many points were bandied back and forth.

در بحث، نکات زیادی به طور رفت و برگشتی مطرح شد.

speculations about his departure were bandied among the staff.

حدس و گمان در مورد ترک او در بین کارکنان مطرح شد.

they bandied about the idea of a company retreat.

آنها ایده یک سفر تفریحی شرکتی را مطرح کردند.

in the classroom, various theories were bandied about.

در کلاس درس، نظریات مختلف مطرح شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید