| جمع | bandlets |
a decorative bandlet
یک تزئینی
bandlet of fabric
نوار پارچه ای
remove the bandlet
نوار را بردار
a silver bandlet
یک نوار نقره ای
a woven bandlet
یک نوار بافته شده
she wore a beautiful bandlet in her hair.
او یک پابند زیبا در موهایش استفاده کرد.
the bandlet added a touch of elegance to her outfit.
پابند ظاهری شیک و باوقار به لباس او بخشید.
he used a bandlet to keep his hair in place during the run.
او از پابندی برای نگه داشتن موهایش در جای خود در طول دویدن استفاده کرد.
the colorful bandlet matched her dress perfectly.
پابند رنگارنگ به طور کامل با لباس او مطابقت داشت.
she bought a bandlet at the local market.
او یک پابند از بازار محلی خرید.
he tied his hair back with a simple bandlet.
او موهایش را با یک پابند ساده بست.
the bandlet was decorated with small flowers.
پابند با گلهای کوچک تزئین شده بود.
she prefers a soft bandlet for her workouts.
او پابند نرمی را برای ورزش خود ترجیح می دهد.
the bandlet slipped off during the concert.
پابند در طول کنسرت از سرش افتاد.
he gifted her a handmade bandlet for her birthday.
او به عنوان هدیه تولد برای او یک پابند دست ساز داد.
a decorative bandlet
یک تزئینی
bandlet of fabric
نوار پارچه ای
remove the bandlet
نوار را بردار
a silver bandlet
یک نوار نقره ای
a woven bandlet
یک نوار بافته شده
she wore a beautiful bandlet in her hair.
او یک پابند زیبا در موهایش استفاده کرد.
the bandlet added a touch of elegance to her outfit.
پابند ظاهری شیک و باوقار به لباس او بخشید.
he used a bandlet to keep his hair in place during the run.
او از پابندی برای نگه داشتن موهایش در جای خود در طول دویدن استفاده کرد.
the colorful bandlet matched her dress perfectly.
پابند رنگارنگ به طور کامل با لباس او مطابقت داشت.
she bought a bandlet at the local market.
او یک پابند از بازار محلی خرید.
he tied his hair back with a simple bandlet.
او موهایش را با یک پابند ساده بست.
the bandlet was decorated with small flowers.
پابند با گلهای کوچک تزئین شده بود.
she prefers a soft bandlet for her workouts.
او پابند نرمی را برای ورزش خود ترجیح می دهد.
the bandlet slipped off during the concert.
پابند در طول کنسرت از سرش افتاد.
he gifted her a handmade bandlet for her birthday.
او به عنوان هدیه تولد برای او یک پابند دست ساز داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید