bandlet

[ایالات متحده]/ˈbændlɪt/
[بریتانیا]/ˈbændlɪt/

ترجمه

n. نوار یا باند باریک، که اغلب به عنوان تزئین یا زینت استفاده می‌شود.; گروهی کوچک از نوازندگان.
Word Forms
جمعbandlets

عبارات و ترکیب‌ها

a decorative bandlet

یک تزئینی

bandlet of fabric

نوار پارچه ای

remove the bandlet

نوار را بردار

a silver bandlet

یک نوار نقره ای

a woven bandlet

یک نوار بافته شده

جملات نمونه

she wore a beautiful bandlet in her hair.

او یک پابند زیبا در موهایش استفاده کرد.

the bandlet added a touch of elegance to her outfit.

پابند ظاهری شیک و باوقار به لباس او بخشید.

he used a bandlet to keep his hair in place during the run.

او از پابندی برای نگه داشتن موهایش در جای خود در طول دویدن استفاده کرد.

the colorful bandlet matched her dress perfectly.

پابند رنگارنگ به طور کامل با لباس او مطابقت داشت.

she bought a bandlet at the local market.

او یک پابند از بازار محلی خرید.

he tied his hair back with a simple bandlet.

او موهایش را با یک پابند ساده بست.

the bandlet was decorated with small flowers.

پابند با گل‌های کوچک تزئین شده بود.

she prefers a soft bandlet for her workouts.

او پابند نرمی را برای ورزش خود ترجیح می دهد.

the bandlet slipped off during the concert.

پابند در طول کنسرت از سرش افتاد.

he gifted her a handmade bandlet for her birthday.

او به عنوان هدیه تولد برای او یک پابند دست ساز داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید