bandlets

[ایالات متحده]/ˈbændlɪts/
[بریتانیا]/ˈbændləts/

ترجمه

n. نوارها یا نوارهای باریک از مواد.

عبارات و ترکیب‌ها

adhesive bandlets

نوارچسب

decorative bandlets

نوارچسب تزئینی

bandlets of leather

نوارچسب چرمی

surgical bandlets

نوارچسب جراحی

جملات نمونه

bandlets are often used in signal processing.

باندلت‌ها اغلب در پردازش سیگنال استفاده می‌شوند.

the researchers analyzed the bandlets for their effectiveness.

محققان باندلت‌ها را برای اثربخشی آن‌ها تجزیه و تحلیل کردند.

we can visualize data using bandlets.

ما می‌توانیم داده‌ها را با استفاده از باندلت‌ها تجسم کنیم.

bandlets provide a new way to represent functions.

باندلت‌ها یک راه جدید برای نمایش توابع ارائه می‌دهند.

in mathematics, bandlets help in approximation theory.

در ریاضیات، باندلت‌ها به تئوری تقریب کمک می‌کنند.

bandlets can improve image processing techniques.

باندلت‌ها می‌توانند تکنیک‌های پردازش تصویر را بهبود بخشند.

using bandlets can enhance the clarity of the signal.

استفاده از باندلت‌ها می‌تواند وضوح سیگنال را افزایش دهد.

many algorithms utilize bandlets for data compression.

الگوریتم‌های زیادی از باندلت‌ها برای فشرده‌سازی داده‌ها استفاده می‌کنند.

bandlets are a key component in wavelet transforms.

باندلت‌ها یک جزء کلیدی در تبدیل‌های موجک هستند.

researchers are exploring new applications for bandlets.

محققان در حال بررسی کاربردهای جدید برای باندلت‌ها هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید