bandmasters

[ایالات متحده]/bændˈmɑːstərz/
[بریتانیا]/bandˈmɑːstərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که یک ارکستر را رهبری می‌کند، به‌ویژه یک ارکستر نظامی یا بادی.

عبارات و ترکیب‌ها

bandmasters' instruments

سازندگان گروه

the bandmasters' parade

نمایش گروه

جملات نمونه

bandmasters often lead their ensembles with great passion.

رهبران گروه اغلب با شور و اشتیاق رهبری می‌کنند.

many bandmasters have a background in music education.

بسیاری از رهبران گروه دارای پیشینه در آموزش موسیقی هستند.

bandmasters are responsible for arranging music for their groups.

رهبران گروه مسئول تنظیم موسیقی برای گروه‌های خود هستند.

effective bandmasters communicate clearly with their musicians.

رهبران گروه موثر به طور واضح با نوازندگان خود ارتباط برقرار می‌کنند.

bandmasters often hold auditions to select new members.

رهبران گروه اغلب برای انتخاب اعضای جدید، آزمون برگزار می‌کنند.

some bandmasters specialize in conducting marching bands.

برخی از رهبران گروه در رهبری گروه های مارشینگ تخصص دارند.

bandmasters need to have strong leadership skills.

رهبران گروه باید مهارت‌های رهبری قوی داشته باشند.

many bandmasters participate in music festivals and competitions.

بسیاری از رهبران گروه در جشنواره‌ها و مسابقات موسیقی شرکت می‌کنند.

bandmasters often collaborate with composers to create new works.

رهبران گروه اغلب با آهنگسازان همکاری می‌کنند تا آثار جدیدی ایجاد کنند.

in high schools, bandmasters play a crucial role in music programs.

در دبیرستان‌ها، رهبران گروه نقش مهمی در برنامه‌های موسیقی ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید