shiny silver bangles
دستبندهای نقرهای براق
she wore colorful bangles at the festival.
او دستبندهای رنگارنگ پوشید.
he bought a set of gold bangles for his wife.
او یک مجموعه دستبند طلایی برای همسرش خرید.
she loves to stack her bangles for a trendy look.
او عاشق چیدن دستبندهایش برای داشتن ظاهری مدرن است.
these bangles make a beautiful sound when she moves.
این دستبندها وقتی او حرکت میکند، صدای زیبایی ایجاد میکنند.
he gifted her a pair of silver bangles on her birthday.
او به عنوان هدیه روز تولدش، یک جفت دستبند نقره به او داد.
she enjoys making her own bangles as a hobby.
او از ساختن دستبندهای خودش به عنوان یک سرگرمی لذت میبرد.
her collection of bangles is truly impressive.
مجموعه دستبندهای او واقعاً چشمگیر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید