bangtail

[ایالات متحده]/bæŋˈteɪl/
[بریتانیا]/bangˈteɪl/

ترجمه

n. اسبی که در مسابقات استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعbangtails

عبارات و ترکیب‌ها

bangtail horse

اسب بنگ‌تیل

bangtail rider

سوار بنگ‌تیل

a bangtail gallop

گالپ بنگ‌تیل

bangtail run

دویدن بنگ‌تیل

out of bangtails

بدون بنگ‌تیل

جملات نمونه

the horse had a beautiful bangtail that swayed in the wind.

اسب یک گیس با دم زیبا داشت که در باد به رقص درمی‌آمد.

he decided to cut the bangtail for a neater appearance.

او تصمیم گرفت گیس با دم را برای ظاهری آراسته‌تر کوتاه کند.

the bangtail is a distinctive feature of certain horse breeds.

گیس با دم یک ویژگی متمایز از برخی نژادهای اسب است.

she braided the bangtail for the upcoming competition.

او گیس با دم را برای مسابقه آینده بافت.

in the show ring, the bangtail caught everyone's attention.

در صحنه نمایش، گیس با دم توجه همه را به خود جلب کرد.

the trainer emphasized the importance of grooming the bangtail.

مربی بر اهمیت مراقبت از گیس با دم تاکید کرد.

he admired the horse's long, flowing bangtail.

او به گیس با دم بلند و روان اسب خیره شد.

she used a special conditioner to keep the bangtail shiny.

او از یک نرم کننده خاص برای حفظ درخشندگی گیس با دم استفاده کرد.

the vet checked the bangtail for any signs of injury.

پزشک دامپزشکی گیس با دم را برای هرگونه علائم آسیب بررسی کرد.

he often trains horses with impressive bangtails.

او اغلب اسبانی با گیس‌های با دم چشمگیر را آموزش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید