bannered

[ایالات متحده]/ˈbænərɪd/
[بریتانیا]/ˈbænərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تزئین شده با بنرها یا پرچم‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

bannered with flags

نشان‌دار پرچم

bannered headlines

تیترهای با بنر

bannered his support

حمایت او با بنر

bannered their demands

مطالبات آنها با بنر

bannered the occasion

مناسبت با بنر

bannered by protesters

با بنر توسط معترضان

جملات نمونه

the festival was bannered with colorful flags.

جشنواره با پرچم‌های رنگارنگ آذین‌دهی شده بود.

they bannered their support for the charity event.

آن‌ها حمایت خود از رویداد خیریه را اعلام کردند.

the team bannered their achievements at the awards ceremony.

تیم دستاوردهای خود را در مراسم اهدای جوایز اعلام کرد.

the company bannered its new product launch.

شرکت، عرضه محصول جدید خود را اعلام کرد.

she bannered her opinion in the meeting.

او نظر خود را در جلسه اعلام کرد.

they were bannered as the best team of the season.

آن‌ها به عنوان بهترین تیم فصل معرفی شدند.

the event was bannered across social media platforms.

رویداد در پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی اعلام شد.

he bannered his achievements on his resume.

او دستاوردهای خود را در رزومه خود اعلام کرد.

the campaign was bannered with eye-catching graphics.

کمپین با گرافیک‌های جذاب اعلام شد.

the school bannered its commitment to sustainability.

مدرسه تعهد خود به پایداری را اعلام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید