banting

[ایالات متحده]/ˈbæn.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbɑːn.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی رژیم غذایی که شامل محدود کردن مصرف کربوهیدرات و تأکید بر مصرف پروتئین و چربی است.; رژیم بانتینگ
Word Forms
جمعbantings

عبارات و ترکیب‌ها

banting someone

بانتینگ کسی

banting culture

فرهنگ بانتینگ

a banting war

جنگ بانتینگ

engage in banting

درگیر بانتینگ شدن

جملات نمونه

she started banting to lose weight for the summer.

او شروع به انجام رژیم بنتینگ کرد تا برای تابستان وزن کم کند.

banting has become a popular diet trend.

رژیم بنتینگ به یک روند محبوب رژیمی تبدیل شده است.

many people find banting helps them control their cravings.

بسیاری از مردم دریافته‌اند که رژیم بنتینگ به آن‌ها کمک می‌کند تا هوس‌های خود را کنترل کنند.

he read a book about banting to understand its principles.

او برای درک اصول آن، کتابی در مورد رژیم بنتینگ خواند.

after banting for a month, she noticed significant changes.

پس از یک ماه رژیم بنتینگ، او تغییرات قابل توجهی را متوجه شد.

doctors recommend banting for some patients with obesity.

پزشکان رژیم بنتینگ را برای برخی از بیماران مبتلا به چاقی توصیه می‌کنند.

he joined a banting group for support and motivation.

او برای حمایت و انگیزه به یک گروه رژیم بنتینگ پیوست.

understanding the science behind banting can be beneficial.

درک علم پشت رژیم بنتینگ می‌تواند مفید باشد.

she shared her banting journey on social media.

او سفر خود در رژیم بنتینگ را در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشت.

banting requires careful planning of meals and snacks.

رژیم بنتینگ نیاز به برنامه ریزی دقیق وعده ها و میان وعده ها دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید