baptistries

[ایالات متحده]/ˈbæp.tɪ.stri/
[بریتانیا]/ˌbæs.tɪ.sri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان یا ساختمانی که در آن غسل تعمید انجام می‌شود؛ استخر یا حوضی که برای غسل تعمید استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

baptistry font

حوض تعمید

baptistry ceremony

آیین تعمید

enter the baptistry

وارد شدن به حوض تعمید

baptistry steps

پله‌های حوض تعمید

baptistry walls

دیوارهای حوض تعمید

the baptistry's architecture

معماری حوض تعمید

baptistry history

تاریخچه حوض تعمید

جملات نمونه

the church has a beautiful baptistry for ceremonies.

کلیسای ما یک حوض تعمید زیبا برای مراسم دارد.

they filled the baptistry with warm water.

آنها حوض تعمید را با آب گرم پر کردند.

children often get baptized in the baptistry.

کودکان اغلب در حوض تعمید تعمید می‌گیرند.

the baptistry was decorated with flowers for the event.

حوض تعمید برای این رویداد با گل تزئین شده بود.

she took her vows by the baptistry.

او سوگند خود را در کنار حوض تعمید گرفت.

the baptistry is a sacred space in the church.

حوض تعمید یک مکان مقدس در کلیسا است.

they use the baptistry for both adults and infants.

آنها از حوض تعمید هم برای بزرگسالان و هم برای نوزادان استفاده می‌کنند.

the pastor explained the significance of the baptistry.

کشیش اهمیت حوض تعمید را توضیح داد.

visitors admired the intricate design of the baptistry.

بازدیدکنندگان از طراحی پیچیده حوض تعمید تحسین کردند.

after the service, they gathered around the baptistry.

پس از مراسم، آنها دور حوض تعمید جمع شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید