barbarisation

[ایالات متحده]/bɑːrbəˌraɪzeɪʃən/
[بریتانیا]/bɑːrˈbɛrəˌzeɪʃən/

ترجمه

n. روند وحشی شدن یا بربر شدن؛ حالت بربر بودن.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

barbarisation of language

غارت زبان

resistance to barbarisation

مقاومت در برابر غارت

preventing barbarisation

جلوگیری از غارت

accelerated barbarisation

غارت سریع

tackling barbarisation

مقابله با غارت

gradual barbarisation

غارت تدریجی

جملات نمونه

barbarisation can lead to the collapse of civilised societies.

بارباریسم می‌تواند منجر به فروپاشی جوامع متمدن شود.

the process of barbarisation is often linked to war and conflict.

فرآیند بارباریسم اغلب با جنگ و درگیری مرتبط است.

many historians study the effects of barbarisation on culture.

بسیاری از مورخان اثرات بارباریسم بر فرهنگ را مطالعه می‌کنند.

barbarisation can be seen in the breakdown of social norms.

بارباریسم را می‌توان در فروپاشی هنجارهای اجتماعی مشاهده کرد.

efforts to prevent barbarisation are crucial in modern society.

تلاش برای جلوگیری از بارباریسم در جوامع مدرن بسیار مهم است.

education plays a key role in combating barbarisation.

آموزش نقش کلیدی در مقابله با بارباریسم ایفا می‌کند.

the rise of extremism can lead to increased barbarisation.

ظهور افراط‌گرایی می‌تواند منجر به افزایش بارباریسم شود.

barbarisation threatens the values of democracy and human rights.

بارباریسم ارزش‌های دموکراسی و حقوق بشر را تهدید می‌کند.

artists often respond to the theme of barbarisation in their work.

هنرمندان اغلب به موضوع بارباریسم در آثار خود پاسخ می‌دهند.

barbarisation can create a cycle of violence and fear.

بارباریسم می‌تواند چرخه خشونت و ترس را ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید