barbarous

[ایالات متحده]/ˈbɑːbərəs/
[بریتانیا]/ˈbɑːrbərəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. وحشی، بی‌رحم، غیر متمدن، بی‌ادب، خارجی.

عبارات و ترکیب‌ها

barbarous behavior

رفتار وحشیانه

barbarous treatment

رفتار بی‌رحمانه

جملات نمونه

a remote and barbarous country.

یک کشور دورافتاده و وحشیانه

committed a barbarous crime.

یک جنایت وحشیانه مرتکب شد.

It is barbarous to call at 5 a.m.

تماس گرفتن در ساعت 5 صبح وحشیانه است.

She received the most barbarous treatment.

او بدترین نوع رفتار وحشیانه را دریافت کرد.

It was barbarous to treat prisoners in that manner.

رفتار با زندانیان به این شکل وحشیانه بود.

They were guilty of the most barbarous and inhuman atrocities.

آنها مرتکب وحشیانه ترین و غیرانسانی ترین جنایات شدند.

many early child-rearing practices were barbarous by modern standards.

بسیاری از روش های سنتی تربیت کودکان از نظر استانداردهای مدرن وحشیانه بودند.

From Alexander the grammarian, to refrain from fault-finding, and not in a reproachful way to chide those who uttered any barbarous or solecistic or strange-sounding expression;

از الکساندر دستور زبان، از خودداری از یافتن نقص و نه به روشی سرزنش آمیز، از آن هایی که هر عبارت وحشیانه یا غلط گویی یا عجیب و غریب بیان می کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید