prisoners were barbarously treated in the ancient dungeon.
زندانیان به طور بیرحمانهای در زندان باستانی مورد سوءاستفاده قرار گرفتند.
the village was barbarously destroyed by the invading army.
دیروز روستا به طور بیرحمانهای توسط نیروهای مهاجم تخریب شد.
the activist was barbarously silenced for speaking the truth.
فعال به دلیل گفتن حقیقت به طور بیرحمانهای سکوت گذاشته شد.
the historical site was barbarously demolished to make way for development.
مکان تاریخی به طور بیرحمانهای تخریب شد تا جایگزینی با توسعه شود.
the refugees were barbarously neglected by the authorities.
مهاجران به طور بیرحمانهای توسط مقامات نادیده گرفته شدند.
the native population was barbarously oppressed for centuries.
جمعیت ساکن به طور بیرحمانهای در طول قرنها سرکوب شدند.
the captured soldiers were barbarously executed without trial.
نیروهای اسیر شده به طور بیرحمانهای بدون محاکمه کشته شدند.
the ancient library was barbarously burned, destroying irreplaceable knowledge.
کتابخانه باستانی به طور بیرحمانهای سوزانده شد و دانش جایگزین ناپدید شد.
the workers were barbarously underpaid and overworked.
کارگران به طور بیرحمانهای پایینتر پرداخته و بیش از حد کار کردند.
the minority group was barbarously discriminated against.
گروه اقلیت به طور بیرحمانهای مورد تمایز قرار گرفت.
the captured wildlife was barbarously smuggled across borders.
حیوانات وحشی اسیر شده به طور بیرحمانهای از مرزها قاچاق شدند.
the artwork was barbarously vandalized during the riot.
آثار هنری در حین شورش به طور بیرحمانهای تخریب شدند.
prisoners were barbarously treated in the ancient dungeon.
زندانیان به طور بیرحمانهای در زندان باستانی مورد سوءاستفاده قرار گرفتند.
the village was barbarously destroyed by the invading army.
دیروز روستا به طور بیرحمانهای توسط نیروهای مهاجم تخریب شد.
the activist was barbarously silenced for speaking the truth.
فعال به دلیل گفتن حقیقت به طور بیرحمانهای سکوت گذاشته شد.
the historical site was barbarously demolished to make way for development.
مکان تاریخی به طور بیرحمانهای تخریب شد تا جایگزینی با توسعه شود.
the refugees were barbarously neglected by the authorities.
مهاجران به طور بیرحمانهای توسط مقامات نادیده گرفته شدند.
the native population was barbarously oppressed for centuries.
جمعیت ساکن به طور بیرحمانهای در طول قرنها سرکوب شدند.
the captured soldiers were barbarously executed without trial.
نیروهای اسیر شده به طور بیرحمانهای بدون محاکمه کشته شدند.
the ancient library was barbarously burned, destroying irreplaceable knowledge.
کتابخانه باستانی به طور بیرحمانهای سوزانده شد و دانش جایگزین ناپدید شد.
the workers were barbarously underpaid and overworked.
کارگران به طور بیرحمانهای پایینتر پرداخته و بیش از حد کار کردند.
the minority group was barbarously discriminated against.
گروه اقلیت به طور بیرحمانهای مورد تمایز قرار گرفت.
the captured wildlife was barbarously smuggled across borders.
حیوانات وحشی اسیر شده به طور بیرحمانهای از مرزها قاچاق شدند.
the artwork was barbarously vandalized during the riot.
آثار هنری در حین شورش به طور بیرحمانهای تخریب شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید