barbecuings

[ایالات متحده]/bɑːrbəˈkjuːɪŋz/
[بریتانیا]/bar-bek-ˈuː-iŋz/

ترجمه

n. عمل کباب کردن یا یک گردهمایی کباب.
v. پختن غذا بر روی آتش باز یا گریل، به ویژه به عنوان بخشی از یک کباب.

عبارات و ترکیب‌ها

summer barbecuings

باربیکیوهای تابستانی

outdoor barbecuings

باربیکیوهای فضای باز

weekly barbecuings

باربیکیوهای هفتگی

fond of barbecuings

عاشق باربیکیو

attend barbecuings

شرکت در باربیکیو

plan barbecuings

برنامه‌ریزی برای باربیکیو

host barbecuings

برگزاری باربیکیو

enjoy barbecuings

لذت بردن از باربیکیو

جملات نمونه

we love having barbecuings during the summer.

ما عاشق برگزاری باربیکیو در طول تابستان هستیم.

barbecuings are a great way to gather friends and family.

باربیکیوها راهی عالی برای دورهمی با دوستان و خانواده هستند.

don't forget to bring the drinks for the barbecuings.

نبینید که نوشیدنی ها را برای باربیکیوها بیاورید.

we had several barbecuings last weekend.

ما آخر هفته گذشته چندین باربیکیو داشتیم.

barbecuings often include grilled vegetables and meats.

باربیکیوها اغلب شامل سبزیجات و گوشت گریل شده هستند.

she is known for her delicious barbecuings.

او به خاطر باربیکیوهای خوشمزه اش معروف است.

we set up the grill for our barbecuings in the backyard.

ما باربیکیوهای خود را در حیاط پشتی آماده کردیم.

barbecuings can be a fun way to celebrate holidays.

باربیکیوها می توانند راهی سرگرم کننده برای جشن گرفتن تعطیلات باشند.

he is planning a series of barbecuings this month.

او قصد دارد این ماه یک سری باربیکیو برگزار کند.

everyone contributed their favorite dishes to the barbecuings.

همه کس به باربیکیوها غذای مورد علاقه خود را آوردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید