barbule

[ایالات متحده]/ˈbɑːrˌbuːl/
[بریتانیا]/ˈbɑːrˌbjuːl/

ترجمه

n. پرز کوچک یا شاخه‌ای از پر، به‌ویژه آن که نزدیک نوک است؛ پرز حسی در ماهی.
Word Forms
جمعbarbules

عبارات و ترکیب‌ها

barbule arrangement

چیدمان باربول

barbule attachment mechanism

مکانیزم اتصال باربول

جملات نمونه

the bird's feathers have tiny barbules that help trap air.

پرزهای پرندگان دارای زائده‌های کوچک با پرز هستند که به به دام انداختن هوا کمک می‌کنند.

barbules are essential for the insulation properties of bird feathers.

زائده‌های پرز برای خواص عایق پرندگان ضروری هستند.

scientists study barbules to understand feather structure better.

دانشمندان زائده‌های پرز را مطالعه می‌کنند تا ساختار پرها را بهتر درک کنند.

each barbule interlocks with others to create a waterproof barrier.

هر زائده پرز با دیگری قفل می‌شود تا یک سد ضد آب ایجاد کند.

the intricate design of barbules aids in flight efficiency.

طراحی پیچیده زائده‌های پرز به افزایش کارایی پرواز کمک می‌کند.

barbules can be found on the wings of many bird species.

زائده‌های پرز را می‌توان بر روی بال بسیاری از گونه‌های پرندگان یافت.

understanding barbules can help in the design of synthetic materials.

درک زائده‌های پرز می‌تواند به طراحی مواد مصنوعی کمک کند.

some researchers are exploring the role of barbules in coloration.

برخی از محققان در حال بررسی نقش زائده‌های پرز در رنگ‌آمیزی هستند.

the flexibility of barbules contributes to the overall strength of feathers.

انعطاف‌پذیری زائده‌های پرز به استحکام کلی پرها کمک می‌کند.

barbules play a critical role in the aerodynamic properties of birds.

زائده‌های پرز نقش مهمی در خواص آیرودینامیکی پرندگان ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید