barb

[ایالات متحده]/bɑːb/
[بریتانیا]/bɑrb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تجهیزات با تیغ‌ها
n. یک تیغ؛ یک اظهار نظر تند

عبارات و ترکیب‌ها

barbed wire

سیم خاردار

barb of sarcasm

طعنه گزنده

barb-tipped arrow

تیر با نوک برنده

جملات نمونه

the barber 's clippers

قیچی‌های آرایشگر

barbed criticism; barbed statements.

انتقاد تند؛ اظهارات تند

a fair degree of barbed wit.

میزان قابل توجهی از طنز گزنده

the barbed tip of a harpoon.

سر برگشته یک نیزه

The barber will do you next.

آرایشگر شما را در نوبت بعدی انجام می‌دهد.

She slung barbs at me.

او با من طعنه زد.

the barber said he'd do me next.

آرایشگر گفت او من را در نوبت بعدی انجام می‌دهد.

The barb of his wit made us wince.

طعنه او باعث شد که ما منقبض شویم.

The barbed wire had lacerated her arm.

سیم خاردار بازوی او را خراشیده بود.

his barb hurt more than she cared to admit.

طعنه او بیشتر از آن چیزی که او می‌خواست اعتراف کند، دردناک بود.

plots of land demarcated by barbed wire.

قطعات زمینی که با سیم خاردار مشخص شده‌اند.

It has a Barbed Strangler and can drop Sporemines.

این دارای خفه کننده برگشته و می‌تواند مین‌های قارچی را رها کند.

She asked the barber to crop her hair short.

او از آرایشگر خواست که موهایش را کوتاه کند.

His land is fenced with barbed wire.

زمین او با سیم خاردار حصارکشی شده است.

The barber thinned out his customer's thick hair.

آرایشگر موهای ضخیم مشتری‌اش را نازک کرد.

We savored the barbed hits in his reply.

ما از ضربات گزنده در پاسخ او لذت بردیم.

the barbed wire fence was strained to posts six feet high.

فنس سیم‌خاردار تا پایه‌های شش فوتی کشیده شده بود.

fishgig A spear with barbed prongs used for harpooning fish.

ماهیگیری یک نیزه با دندانه‌های برگشته که برای صید ماهی استفاده می‌شود.

نمونه‌های واقعی

Well, I mean, the two sides were trading legal barbs over the weekend.

خب، منظورم این است که دو طرف در طول آخر هفته در حال مبادله اظهارات حقوقی بودند.

منبع: NPR News August 2023 Compilation

Glidden's solution: bind the barbs between two links of wire.

راه حل گلیدن: بستن خارها بین دو حلقه سیم.

منبع: America The Story of Us

A stingray, 15 feet long that lives in freshwater and has a venomous barb up to 15 inches long.

یک اسکلت، ۱۵ فوت طول که در آب شیرین زندگی می کند و دارای یک خار سمی تا ۱۵ اینچ طول است.

منبع: National Geographic (Children's Section)

It burns in the middle of metal barbed wire.

در وسط سیم مفتولی فلزی می سوزد.

منبع: Global Slow English

The barb was invisible from this distance, but my stomach flipped.

خار از این فاصله قابل مشاهده نبود، اما معده من پیچ خورد.

منبع: Twilight: Eclipse

But now for the barbs; thou must make them thyself, man.

اما حالا برای خارها؛ تو باید خودت آنها را بسازی، مرد.

منبع: Moby-Dick

Each barb branches into barbules, which link to one another by hooks.

هر خار به ریشه‌هایی منشعب می‌شود که با هم از طریق крюک به هم متصل می‌شوند.

منبع: Encyclopædia Britannica

They trade pragmatic advice, friendly jokes and not-so-friendly barbs about their arrogant peers.

آنها مشاوره عملی، شوخی‌های دوستانه و اظهارات تند در مورد همتایان مغرور خود مبادله می‌کنند.

منبع: TED-Ed (video version)

We didn't know how to take the hook out. It was probably barbed.

ما نمی‌دانستیم چگونه крюک را بیرون بیاوریم. احتمالاً خاردار بود.

منبع: VOA Standard English_Americas

His words were barbed but they were the barbs of truth.

کلماتش تند بود اما خارها حقیقت بودند.

منبع: Gone with the Wind

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید