hook

[ایالات متحده]/hʊk/
[بریتانیا]/hʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. و vi. گرفتن، آویزان کردن یا معلق کردن با یک قطعه فلزی منحنی
vt. خم کردن به شکل منحنی
n. دستگاهی که برای گرفتن یا نگه داشتن اشیاء استفاده می‌شود؛ قلاب ماهی.

عبارات و ترکیب‌ها

fish hook

قلاب ماهیگیری

coat hook

قلاب لباس

hook and loop

جنس و تسمه

hook up

وصل کردن

get the hook

گرفتن قلاب

hookah

قلیان

hooked on

علاقه‌مند

hook shot

ضربه قلابی

off the hook

در امان

on the hook

در قلاب

by hook

با قلاب

hook on

قلاب زدن

hook in

قلاب انداختن

chain hook

قلاب زنجیری

crochet hook

قلاب قلاب بافتنی

left hook

قلاب چپ

hand hook

قلاب دستی

hook plate

صفحه قلاب

fishing hook

قلاب ماهیگیری

جملات نمونه

stick a hook on the wall.

چسباندن یک قلاب روی دیوار.

a hooker of whiskey.

یک ظرف ویسکی.

a good uppercut/hook combination.

ترکیب ضربه قلاب/اوپرسوت خوب.

a length of wire with a hook at the end.

یک طول سیم با یک قلاب در انتهای آن.

This skirt hooks on the side.

این دامن از پهلو قلاب می‌شود.

hooked up with the wrong crowd.

با افراد نامناسب ارتباط برقرار کرد.

let me off the hook with a mild reprimand.

من را با یک تذکر خفیف رها کنید.

She's really hooked on gardening.

او واقعاً به باغبانی علاقه دارد.

he's on the hook for about $9.5 million.

او حدود 9.5 میلیون دلار بدهکار است.

Ali was hooked up to an electrocardiograph.

علی به یک الکتروکاردیوگراف متصل بود.

a hooked gold earring.

یک گوشواره طلایی قلاب‌دار.

a golden eagle with hooked beak.

یک عقاب طلایی با منقار خمیده.

they found a lodgement for the hook in the crumbling parapet.

آنها مکانی برای قلاب در دیواره فرسوده پیدا کردند.

My button hook won't clasp.

قلاب دکمه من بسته نمی شود.

This dress hooks at the back, not at the side.

این لباس از پشت قلاب می‌شود، نه از پهلو.

Bent at the end like a hook;unciform.

در انتهای آن مانند یک قلاب خم شده است؛ یکنواخت.

The wireman hooked up a telephone.

تلفنچی یک تلفن را وصل کرد.

planning to hook a fur coat;

قصد دارد یک کت خزدار قلاب کند;

My dress hooks at the back.

لباسم از پشت قلاب می‌شود.

نمونه‌های واقعی

If they've got a hook, a hooked nose.

اگر آنها قلابی دارند، بینی قلابی.

منبع: English With Lucy (Bilingual Experience)

So, why is it so easy to get hooked?

پس چرا اینقدر راحت است که به دام بیفتیم؟

منبع: CNN 10 Student English March 2018 Collection

Now, he had a metal hook instead.

حالا او به جای آن یک قلاب فلزی داشت.

منبع: Bedtime stories for children

You know if you used the hook I put up...

می‌دانید اگر از قلابی که من نصب کردم استفاده کردید...

منبع: The Best Mom

Make sure you have a good hook.

مطمئن شوید قلاب خوبی دارید.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

Hang your coat ( ) the hook behind the door.

بارانی خود را ( ) روی قلاب پشت در آویزان کنید.

منبع: English multiple choice exercise.

Like she's got her hooks in me.

مثل اینکه او قلاب‌های خود را در من دارد.

منبع: Lost Girl Season 2

This one will surely hook you.

مطمئناً این یکی شما را قلاب خواهد کرد.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

There's a reason they call it a hook.

دلیلی وجود دارد که به آن قلاب می‌گویند.

منبع: 2022 Celebrity High School Graduation Speech

See you've been working on your right hook.

می‌بینید که روی قلاب راست خود کار کرده‌اید.

منبع: Lost Girl Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید