barks of laughter
خندههای بلند
the dog barks loudly at strangers.
سگ با صدای بلند در برابر غریبهها پارس میکند.
she loves it when her dog barks happily.
او عاشق این است که سگش با خوشحالی پارس میکند.
the neighbor's dog barks all night.
سگ همسایه شبانه روز پارس میکند.
he barks commands at his dog during training.
او در طول آموزش دستورات را با صدای بلند به سگ خود میدهد.
when the mailman arrives, the dog barks.
وقتی پیک وارد میشود، سگ پارس میکند.
the puppy barks playfully at its reflection.
سگ بچه به طور بازیگانه به انعکاس خود پارس میکند.
sometimes, he barks when he's excited.
گاهی اوقات، او زمانی که هیجان دارد پارس میکند.
the dog barks to alert its owner of danger.
سگ برای هشدار به صاحبش در مورد خطر پارس میکند.
she trained her dog not to bark excessively.
او سگ خود را آموزش داد که زیاد پارس نکند.
he can't concentrate when the dog barks.
وقتی سگ پارس میکند، او نمیتواند تمرکز کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید