barnabite

[ایالات متحده]/bɑːrˈnæbaɪt/
[بریتانیا]/bɑːrˈnaɪt/

ترجمه

n. یک عضو از بارنابیت‌ها، یک سازمان دینی کاتولیک رومی از کشیشان و برادران که توسط سنت پل تأسیس شده است.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

barnabite priest

کشیش بارنابیتی

barnabite order

امر بارنابیتی

barnabite monastery

صومعه بارنابیتی

join the barnabites

به بارنابیتی‌ها بپیوندید

barnabite spirituality

روحانیت بارنابیتی

barnabite tradition

آداب و رسوم بارنابیتی

study barnabite theology

مطالعه الهیات بارنابیتی

barnabite charism

خصلت بارنابیتی

barnabite missions

ماموریت‌های بارنابیتی

جملات نمونه

the barnabite community is known for its charitable work.

جامعه بارنابیتی به خاطر کارهای خیریه‌اش شناخته شده است.

many barnabites dedicate their lives to education.

بسیاری از بارنابیتی‌ها زندگی خود را وقف آموزش می‌کنند.

barnabite priests often engage in social outreach programs.

روحانیون بارنابیتی اغلب در برنامه‌های حمایتی اجتماعی شرکت می‌کنند.

the barnabite order has a rich history in italy.

ترتیب بارنابیتی دارای تاریخ غنی در ایتالیا است.

barnabites promote values of compassion and service.

بارنابیتی ارزش‌های شفقت و خدمت را ترویج می‌کنند.

joining the barnabite congregation was a life-changing decision.

پیوستن به جماعت بارنابیتی تصمیمی تغییردهنده زندگی بود.

the barnabite missions focus on helping the underprivileged.

ماموریت‌های بارنابیتی بر کمک به افراد محروم تمرکز دارند.

he decided to become a barnabite after visiting their school.

او پس از بازدید از مدرسه آنها تصمیم گرفت بارنابیتی شود.

the barnabite legacy continues through their various initiatives.

میراث بارنابیتی از طریق طرح‌های مختلف آنها ادامه می‌یابد.

barnabite spirituality emphasizes community and fellowship.

روحانیت بارنابیتی بر جامعه و همراهی تاکید دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید