barnacles

[ایالات متحده]/ˈbɑːnəklz/
[بریتانیا]/ˈbɑrnəˌkəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سخت پوستانی که به کشتی ها و سنگ ها می چسبند.; عینک (انگلیسی غیررسمی بریتانیایی).

عبارات و ترکیب‌ها

barnacle-covered hull

بدنه پوشیده از صدف دریایی

free of barnacles

عاری از صدف دریایی

barnacle-encrusted

پوشیده از صدف دریایی

a barnacle-covered rock

یک سنگ پوشیده از صدف دریایی

جملات نمونه

barnacles attach themselves to the hull of ships.

خرچنگ‌ها به بدنه کشتی‌ها می‌چسبند.

the barnacles can cause drag and reduce speed.

خرچنگ‌ها می‌توانند باعث کشیدگی و کاهش سرعت شوند.

removing barnacles is essential for maintaining a boat.

حذف خرچنگ‌ها برای حفظ قایق ضروری است.

barnacles are a common problem for marine vessels.

خرچنگ‌ها یک مشکل رایج برای کشتی‌های دریایی هستند.

many species of barnacles live in tidal zones.

بسیاری از گونه‌های خرچنگ‌ها در مناطق جزر و مدی زندگی می‌کنند.

some barnacles can survive extreme environmental conditions.

برخی از خرچنگ‌ها می‌توانند در برابر شرایط محیطی شدید زنده بمانند.

fishermen often clean barnacles off their gear.

ماهیت‌گیران اغلب خرچنگ‌ها را از وسایل خود پاک می‌کنند.

barnacles can form large colonies on rocks.

خرچنگ‌ها می‌توانند کلونی‌های بزرگی بر روی صخره‌ها تشکیل دهند.

some barnacles are edible and considered a delicacy.

برخی از خرچنگ‌ها قابل خوردن هستند و به عنوان غذای خاصی در نظر گرفته می‌شوند.

the study of barnacles helps scientists understand marine ecosystems.

مطالعه خرچنگ‌ها به دانشمندان کمک می‌کند تا اکوسیستم‌های دریایی را درک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید