calcified

[ایالات متحده]/ˈkæl.sɪ.faɪd/
[بریتانیا]/ˈkæl.sɪ.ˌfaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سخت شده توسط رسوب نمک‌های کلسیم; سخت یا سفت شده.

عبارات و ترکیب‌ها

calcified tissue

بافت کلسيفايه

calcified plaque

پلاک کلسيفايه

calcified nodule

گرده كلسيفايه

calcified deposits

رسوبات كلسيفايه

calcified mass

توده كلسيفايه

calcified cartilage

غضروف كلسيفايه

calcified veins

وريدهاي كلسيفايه

calcified arteries

شريان‌هاي كلسيفايه

calcified bone

استخوان كلسيفايه

calcified structure

ساختار كلسيفايه

جملات نمونه

the doctor said my arteries have calcified over the years.

پزشک گفت که شریان‌های من در طول سال‌ها دچار رسوب کلسیمی شده‌اند.

calcified deposits can form in the joints, causing pain.

رسوبات کلسیمی می‌توانند در مفاصل تشکیل شوند و باعث درد شوند.

she studied how calcified tissues develop in aging bones.

او نحوه تشکیل بافت‌های کلسیمی را در استخوان‌های پیر مطالعه کرد.

calcified formations were found in the ancient fossils.

تشکیلاتی کلسیمی در بقایای فسیلی باستانی یافت شد.

his calcified beliefs about the world were hard to change.

باورهای کلسیمی او در مورد جهان تغییرش دشوار بود.

the researcher examined the calcified layers in the sediment.

محقق لایه‌های کلسیمی را در رسوبات بررسی کرد.

calcified plaque can lead to cardiovascular diseases.

پلاک کلسیمی می‌تواند منجر به بیماری‌های قلبی عروقی شود.

she noticed calcified growths on the plant's leaves.

او رشد کلسیمی را روی برگ‌های گیاه متوجه شد.

they discovered calcified remains of marine life in the rock.

آنها بقایای کلسیمی حیات دریایی را در سنگ کشف کردند.

the calcified tissue was removed during the surgery.

بافت کلسیمی در طول جراحی برداشته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید