barnyards

[ایالات متحده]/ˈbɑːrnjədz/
[بریتانیا]/ˈbɑːrniərdz/

ترجمه

n. جمع اصطبل؛ منطقه‌ای محصور شده توسط یک حصار، معمولاً اطراف یک ساختمان کشاورزی که در آن حیوانات نگهداری می‌شوند.

جملات نمونه

farmers often keep animals in barnyards.

کشاورزان اغلب حیوانات را در حیاط‌های امن نگهداری می‌کنند.

the children played happily in the barnyards.

کودکان با خوشحالی در حیاط‌های امن بازی می‌کردند.

barnyards are essential for livestock management.

حیاط‌های امن برای مدیریت دام ضروری هستند.

we saw chickens roaming freely in the barnyards.

ما مرغ‌ها را در حالی که آزادانه در حیاط‌های امن پرسه می‌زدند، دیدیم.

cleaning barnyards is important for animal health.

تمیز کردن حیاط‌های امن برای سلامت حیوانات مهم است.

many barnyards have a variety of farm animals.

حیاط‌های امن زیادی دارای انواع حیوانات مزرعه هستند.

she enjoys the peaceful atmosphere of barnyards.

او از فضای آرام حیاط‌های امن لذت می‌برد.

barnyards can attract different types of wildlife.

حیاط‌های امن می‌توانند انواع مختلف حیات وحش را جذب کنند.

he built a fence around the barnyards to keep the animals safe.

او برای محافظت از حیوانات، حصاری در اطراف حیاط‌های امن ساخت.

during the summer, barnyards are bustling with activity.

در طول تابستان، حیاط‌های امن مملو از فعالیت هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید