cows

[ایالات متحده]/[kaʊz]/
[بریتانیا]/[kaʊz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گاوها؛ گروهی از گاوها

عبارات و ترکیب‌ها

cows graze

گاوها علف می‌خورند

raising cows

پرورش گاو

lots of cows

گاوهای زیاد

brown cows

گاوهای قهوه‌ای

cows moo

گاوها می‌مُؤیند

fattening cows

چاق کردن گاوها

dairy cows

گاوهای شیردهی

cows wander

گاوها سرگردان هستند

herding cows

گرد کردن گاوها

healthy cows

گاوهای سالم

جملات نمونه

the farmer had a herd of cows grazing in the pasture.

کشاورز گروهی گاو داشت که در مراتع چرا می‌کردند.

we saw several cows crossing the road.

ما چندین گاو را دیدیم که از جاده عبور می‌کردند.

the cows mooed loudly in the barn.

گاوها با صدای بلند در طویله مو می‌کردند.

the cows provide milk for the dairy farm.

گاوها شیر را برای دامداری فراهم می‌کنند.

the cows were enjoying the warm sunshine.

گاوها از آفتاب گرم لذت می‌بردند.

he raised cows for beef production.

او برای تولید گوشت گاو پرورش می‌کرد.

the cows chewed their cud contentedly.

گاوها با رضایت، جویده های خود را می‌جویدند.

the cows wandered freely in the field.

گاوها آزادانه در مزرعه پرسه می‌زدند.

the children loved watching the cows.

بچه‌ها عاشق تماشای گاوها بودند.

the cows are a vital part of the farm's economy.

گاوها بخش مهمی از اقتصاد مزرعه هستند.

the cows stood patiently in the line.

گاوها با حوصله در صف ایستاده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید