barographs

[ایالات متحده]/bærˈɒɡrɑːf/
[بریتانیا]/bærˈɑːˌgrɑːf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری که به طور خودکار تغییرات در فشار جوی را ثبت می‌کند.; (همچنین، بارومتر خودکار) دستگاهی برای اندازه‌گیری و ثبت فشار هوا.; یک ثبت‌کننده بارومتریک.

عبارات و ترکیب‌ها

barograph reading

خواندن باروگراف

barograph calibration

کالیبراسیون باروگراف

historical barograph records

سوابق تاریخی باروگراف

barograph malfunction

خرابی باروگراف

جملات نمونه

the barograph recorded a significant drop in pressure.

باروگراف کاهش قابل توجهی در فشار ثبت کرد.

we used a barograph to monitor the weather changes.

ما از باروگراف برای نظارت بر تغییرات آب و هوا استفاده کردیم.

the barograph's readings indicated a storm was approaching.

خواندن های باروگراف نشان دادند که طوفنی در حال نزدیک شدن است.

she explained how a barograph works to the students.

او نحوه کارکرد باروگراف را برای دانش آموزان توضیح داد.

barographs are essential tools for meteorologists.

باروگراف ها ابزارهای ضروری برای هواشناسان هستند.

he calibrated the barograph before the experiment.

او قبل از آزمایش باروگراف را کالیبره کرد.

the barograph displayed a steady increase in altitude.

باروگراف افزایش مداوم ارتفاع را نشان داد.

using a barograph can help predict weather patterns.

استفاده از باروگراف می تواند به پیش بینی الگوهای آب و هوا کمک کند.

the data from the barograph was analyzed by the team.

داده های باروگراف توسط تیم تجزیه و تحلیل شد.

they installed a new barograph in the research facility.

آنها یک باروگراف جدید در مرکز تحقیقات نصب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید